مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥ - آیا عدالتخواهی فطری است؟
میگویند اصلًا عدالت معنی ندارد، عدالت مساوی با زور است، عدالت یعنی آن چیزی که قانون موجود حکم کرده باشد، و قانون موجود هم آن است که زور آن را به بشر تحمیل کرده باشد، پس عدالت را در نهایت امر زور تعیین میکند.
من درباره این مطلب نمیخواهم بحث کنم چون از بحثهای خودم میمانم. این مطلب مردود است، عدالت خودش واقعیت دارد چون حق واقعیت دارد. حق از کجا واقعیت دارد؟ حق از متن خلقت گرفته شده است. چون خلقت واقعیت دارد، هر موجودی در متن خلقت یک شایستگی و یک استحقاق دارد. انسان به موجب کار و فعالیت خودش استحقاقهایی را به وجود میآورد، و عدالت هم که عبارت است از اینکه به هر ذی حقی حقش را بدهیم معنی پیدا میکند. آن حرفها حرفهای موهومی است.
آیا عدالتخواهی فطری است؟
قسمت دوم عرض من بحث نسبتاً بیشتری لازم دارد و آن این است: آیا در نهاد بشر تمایل به عدالت هست یا نیست؟ بشر یک چیزهایی را به حکم نهاد و فطرت خودش میخواهد، یعنی هیچ دلیلی [بر خواستن آنها] ندارد جز ساختمان جسمی و روحیاش. مثلًا شما در این جلسه محترم شرکت میکنید، این کتیبههای زیبا را میبینید، این «لااله الّا اللَّه» را در وسط میبینید، در طرف راست «محمدٌ رسولُ اللَّه» را میبینید، در طرف چپ «علی ولی اللَّه» را میبینید، یک ستاره مشکی به عنوان نشانهای از عصمت کبری فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها میبینید، اسم دوازده معصوم دیگر را میبینید، آیات قرآن را که همه، شعارهای اسلام است میبینید، کلام پیغمبر را میبینید، کلام امیرالمؤمنین را میبینید، کلام امام حسین را میبینید، هر کدام با قرینه مخصوص؛ کاشیهای زیبا را میبینید، خط زیبا را میبینید، حظ میکنید و خوشتان میآید، چرا؟ چه کسی شما را مجبور کرده است که خوشتان بیاید؟ هیچ کس مجبور نکرده است؛ به دلیل اینکه زیباست خوشتان میآید. در نهاد هر انسانی این قوه قرار داده شده است که وقتی در مقابل زیبایی قرار میگیرد تحسین کند. این دیگر نمیخواهد قانون برایش وضع کنند یا یک زوری بر انسان اعمال شود. این در نهاد انسان است.
اینجور چیزها را میگویند اموری که در نهاد بشر است. علم دوستی و خیلی