مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥ - پرسش و پاسخ
سؤال: سؤال بنده راجع به مسمومیت حضرت رضا بود چون جنابعالی ضمن بیاناتتان فرمودید که حضرت رضا معلوم نیست که مسموم شده باشد، ولی واقعیت این است که چون هرچه میگذشت بیشتر معلوم میشد که خلافت حق حضرت رضاست، مأمون مجبور شد که حضرت رضا را مسموم کند. دلیلی که میآورند راجع به سن حضرت رضاست که حضرت رضا در سن ٥٢ سالگی از دنیا رفتند.
اینکه امامی که تمام جنبههای بهداشتی را رعایت میکند و مثل ما افراط و تفریط ندارد در سن ٥٢ سالگی بمیرد خیلی بعید است. همچنین آن حدیث معروف میفرماید:«ما مِنّا الّا مَقْتولٌ اوْ مَسْمومٌ» یعنی هیچ کدام از ما (ائمه) نیستیم الّا اینکه کشته شدیم یا مسموم شدیم. بنابراین این امر از نظر تاریخ شیعه مسلّم است.
حالا اگر صاحب مروج الذهب (مسعودی) اشتباهی کرده دلیل نمیشود که ما بگوییم حضرت رضا را مسموم نکردهاند بلکه از نظر اکثر مورخین شیعه حضرت رضا مسلّما مسموم شدهاند.
جواب: من عرض نکردم که حضرت رضا را مسموم نکردهاند. من خودم شخصا از نظر مجموع قرائن همین نظر شما را تأیید میکنم. قرائن همین را نشان میدهد که ایشان را مسموم کردند، و یک علت اساسی همان قیام بنی العباس در بغداد بود. مأمون در حالی حضرت رضا را مسموم کرد که از خراسان به طرف بغداد میرفت و مرتب [اوضاع بغداد را] به او گزارش میدادند. به او گزارش دادند که اصلًا بغداد قیام کرده. او دید که حضرت رضا را معزول که نمیتواند بکند، و اگر با این وضع هم بخواهد برود آنجا کار بسیار مشکل است. برای اینکه زمینه رفتن به آنجا را فراهم کند و به بنی العباس بگوید کار تمام شد، حضرت را مسموم کرد. آن علت اساسیای که میگویند و قابل قبول هم هست و با تاریخ نیز وفق میدهد همین جهت است؛ یعنی مأمون دید که رفتن به بغداد عملی نیست و بقای بر ولایتعهد هم عملی نیست (با اینکه مأمون جوانتر بود، حدود ٢٨ سال داشت و حضرت رضا ٥٥ سال داشتند، و حضرت رضا نیز در آغاز به مأمون فرمود: من از تو پیرترم و قبل از تو میمیرم) و اگر به این شکل بخواهد به بغداد برود محال است که بغداد تسلیم بشود و یک جنگ عجیبی درمیگیرد. وضع خود را خطرناک دید. این بود که تصمیم گرفت هم فضل را از میان بردارد و هم حضرت رضا را. فضل را در حمام سرخس از بین برد. البته این قدر معلوم است که فضل به حمام رفته بود، عدهای با شمشیر ریختند و قطعه قطعهاش کردند و بعد