فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٦ - مسخ انسان در تمدن امروز
سود و زیانها را حساب کنیم ببینیم سود بیشتر بوده یا زیان. حال اگر ما برسیم به همین مسئله سود و زیان، چنانچه انسان در آنچه که به جنبههای انسانی و ماهیت انسانیاش مربوط است انحطاط پیدا کند و در اموری که به ماهیت انسانیاش مربوط نیست بلکه به یک امر عارضی و خارج از انسانیتش مربوط است پیشرفت کند، آیا کدامیک کمال است؟ آزادی جوهر انسان است، واقعیت انسان است، خود واقعی انسان است. مثلًا آدم بخیل و ممسک دائماً پول جمع میکند ولی برای او یک حالت خودفراموشی پیدا شده و پول برای او هدف شده است، به جای اینکه برای خود کار کند برای پول کار میکند، به جای اینکه پول را وسیله خودش قرار دهد خودش را وسیله پول قرار میدهد. دائماً بر پول میافزاید و از خودش کاسته میشود. حال به نظر شما یک انسان فقیر منیع الطبع و بیاعتنا به پول ارزش بیشتری دارد یا یک انسان میلیونر پولداری که میتواند مثل این تهران را بخرد ولی یک چنین حالتی دارد، یعنی انسانیتش را از دست داده ولی پول جمع کرده؟ گفت:
آن که از دونان به منت خواستی | بر تن افزودی و از جان کاستی | |