فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦ - چرا برخی پیش بینی های تاریخ واقع نمی شود؟
که اگر این سخن را نگفته بود رأی نمیآورد ولی وقتی پیش بینی میکند و آنها را به اینکه او رأی میآورد معتقد میکند، همین خودش سبب میشود که رأی بیاورد.
این همان مطلبی است که گفتیم مقتضی یک چیز است، شرط چیز دیگر و مانع چیز دیگر؛ یعنی گاهی خود پیش بینی به شکل یک مانع ظهور میکند و گاهی یک پیش بینی به شکل یک شرط ظاهر میشود. نفس پیش بینی به صورت یک عامل است. در باب مانع ایجاد کردن، این حقّه بازهایی که میگویند جادو میکنند، وقتی میخواهند طرف را بفریبند مثلًا میگویند من به تو یک دعایی میدهم، این دعا را باید با این شرط و این شرط بخوانی و بعد در شب هفتم بروی در یک قبرستان، در فلان جا یک میخ بکوبی ولی به شرط اینکه در آن وقت گرگ سیاه در ذهنت نیاید، اگر بیاید فایده ندارد. اگر این جادوگر نمیگفت «گرگ سیاه»، در ذهنش نمیآمد ولی تا میرود آنجا میخواهد میخ را بکوبد به یاد گرگ سیاه میافتد. بعد میگوید دعای او خوب بود، من نتوانستم شرطش را عمل کنم. همچنین است نیت. شخصی وسواس پیدا کرده بود. رفت نزد مجتهد و گفت: من در نیت وسواس دارم، هرکار میکنم نمیتوانم نیت کنم. مجتهد گفت: تو مقلد کی هستی؟ گفت: مقلد شما هستم. گفت: اگر مقلد منی بر تو نیت کردن واجب نیست، اصلًا نماز بینیت از تو قبول است، نیت نکن. گفت: خدا پدرت را بیامرزد. رفت چند ساعت دیگر برگشت و گفت:
هرکار میکنم [نیت به ذهنم] میآید. گفت: چه بیاید چه نیاید نمازت صحیح است. کارش درست شد.
حال در تاریخ هم همینطور است، چون انسان میتواند مانع وقوع [پیش بینی شود] زیرا از گذشته درس میگیرد و به علت [اطلاع از] پیش بینی، بعضی از پیش بینیها در تاریخ غلط از آب در میآید و اتفاق نمیافتد.
دو مسئله دیگر را طرح کرده. یک مسئله را به اسم مذهب آورده که اگر میگفت «خدا» یا «ماوراء الطبیعه» بهتر بود. بحث این است که آیا ما ماوراء الطبیعه را در تفسیر تاریخ باید دخالت دهیم یا نه؟ یا اگر دخالت دهیم مضر است یا مضر نیست؟ میگوید دو جور است: یک وقت این جور دخالت میدهیم [که میگوییم] «خدا» یعنی آن حقیقتی که انسان را آفریده و قوانینی برای خلقت مقرر کرده است.