فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤ - تعریف « تکامل در تاریخ »
تکامل هدف دارد یا با اینکه هدف در کار نیست مع ذلک تکامل رخ میدهد؟
در اینجا مؤلف نظریههای مختلفی را نقل میکند. بعضی از این نظریهها مثل نظریه کسانی که برای تاریخ یک ضابطه و قاعده قائل نیستند و قائل به نوعی هرج و مرج در تاریخ هستند، قهراً قائل به تکامل تاریخ که تاریخ متکامل است نیستند [٢]. همین طورند کسانی که نظریه ادواری را در
باب تاریخ تأیید میکنند- و بعضی میگویند نظریه توین بینیز همین است- که تاریخ همیشه دور میزند؛ یعنی به طرفی یک حرکت تصاعدی میکند، دو مرتبه برمیگردد پایین و باز دور میزند [٢]. حرکت که بخواهد دوری باشد چنین نیست که جهتی داشته باشد، یعنی لازمه حرکت دوری این است که اگر بالایی داشته باشد پایین هم باید داشته باشد.
بسیاری از کسانی که قائل به تکامل هستند قائل به هدف نیستند. مثلًا نظریه مارکسیستی طرفدار تکامل است و اصلًا در مفهوم «دیالکتیک» تکامل هست بدون اینکه هدفداری در کار باشد. بنابراین ما باید مسئله را بر اساس تکامل طرح کنیم نه بر اساس هدفداری، یعنی مسئله هدف که اینجا مطرح میشود جزئی از مسئله تکامل است.
تعریف « تکامل در تاریخ »
حال باید ببینیم که ما تاریخ را متکامل بدانیم یا ندانیم و اگر تاریخ را متکامل میدانیم آیا هدفدار بدانیم یا هدفدار ندانیم؟ و بعلاوه باید تکامل را تعریف کنیم و مسئله عمده این است که معنای «تکامل در تاریخ» چیست؟ تعریف تکامل در
[١] بنا بر نظریه تصادف، اگر هیچ قانونی در کار نباشد باید گفت تاریخ در طبع خود متکامل نیست، تکامل سرنوشت تاریخ نیست، ولی نمیشود منکر شد که در گذشته- ولو به صورت یک تصادف- تکامل رخ نداده است. اما اگر قائل به تصادف شویم و یک سلسله قوانین ضمنی هم قائل شویم، مانعی ندارد که تکامل سرنوشت تاریخ باشد و طبیعی باشد آنچنان که تکامل زیستی داروینی چنین است. [٢] نظریه دوری به دو گونه تقریر میشود: یکی به صورت دایره و دیگر به صورت حلزونی و خطوط مارپیچی متصاعد. بنا بر فرض دوم، تکامل معنی و مفهوم دارد. بنا بر نظریه اول تکامل هست ولی تکامل بازگشت کننده، و حرکت تاریخ از قبیل حرکت چرخ و فلک بچهها میشود.