فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨ - آیا تاریخ هدف دارد؟
... و نیرنگ عقل که افراد را وا میدارد تا برایش کار کنند و مقاصدش را تحقق بخشند، در حالی که افراد تصور دارند که در پی ارضای هوسهای شخصی خویشند.
او به این شکل گفته است. بعد، از هگل مطلبی را نقل میکند که عبارتش این است:
هگل گفته است: مرد بزرگ دوران کسی است که بیان کننده اراده زمان خود باشد.
قائل به مرد بزرگ شده، ولی قائل شده که خود زمان ارادهای دارد. مرد بزرگ آن کسی است که بیان کننده اراده زمان خود باشد، یعنی آنچه که زمان اراده کرده او مظهر اراده زمان باشد.
به عصر خود بگوید که اراده آن چیست (اراده زمان چیست) و آن را عمل کند. اعمال چنین فردی جان و ذات عصر اوست. وی به زمان خویش فعلیت میبخشد.
یک چنین حرفی هگل داشته است. این هم خودش نظریهای است و قابل بحث است.
بعضی تعبیرشان «مشیت الهی» است که مشیت الهی تاریخ را به سوی هدفی سوق میدهد؛ تاریخ مقصد و هدفی دارد که به آن سو میرود. البته همه اینها فرع بر این است که ما برای جامعه شخصیت و روح قائل باشیم، روح اجتماعی قائل باشیم و فرد را انتزاعی محض بدانیم، یا اگر فرد را هم انتزاعی نمیدانیم و برایش شخصیت مستقل قائل هستیم برای جامعه هم شخصیت قائل باشیم.
یکی از مطالب این است: اینکه نظریه قهرمانان به این شدت در اروپا محکوم شد، به واسطه پا گرفتن نظریه اصالت جامعه و انتزاعیت فرد بود. به هر نسبت که از