فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨ - فرق تربیت و صنعت
میآورند مستقل از جامعه و برای خودشان یک منش مستقلی هستند و جامعه در آنها اثری نداشته ...
استاد: ما قبول داریم، اینها که قبول ندارند.
- یعنی این رد آن حساب میشود.
استاد: شک ندارد. اینها روی همین حسابها که کلیت میدهند [به ساخته شدن شخصیت و منش افراد توسط جامعه] حتی میبینید که نقش قهرمانها را انکار میکنند، تا چه رسد به اینکه بیایند برای پیغمبران یک امر به اصطلاح ماوراء اجتماعی قائل شوند. بدیهی است که وحی یک امر ماوراء اجتماعی است. اینها که اینجور فکر میکنند قهراً آن را قبول نمیکنند.
- حتی در میان اشخاص معمولی افرادی هستند که منشهایی را به وجود میآورند که آن منشها در جامعه وجود ندارد.
استاد: این را ما قبول داریم. بعد هم به این مطلب میرسیم.
- مثل چی؟
- مثلًا مارکس یک منش مارکسیستی را در جامعه به وجود آورد.
استاد: نه، اینها را قبول ندارند. خودشان همان شخصیت مارکس را هم ساخته جامعه میدانند.