فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤ - واقعه تاریخی کدام است؟
کردهاند، بعد بچههای دیگر ریختهاند به همدیگر، بعد همسایهها و فامیل و کم کم یک جنگ مقلوبه شده، ده هزارنفر هم کشته شدهاند. این از یک حادثه کوچک شروع شده، بعد هم منشأ هیچ حادثه بزرگی در عالم نمیشود، یعنی جریانی را عوض نمیکند. ولی گاهی یک واقعه در وقایع آینده تأثیر دارد، خودش فی حد ذاته امر کوچکی است اما منشأ وقایع بزرگی در تاریخ میشود.
این است که همه وقایع را که در زندگی بشر رخ میدهد نمیتوان «وقایع تاریخی» دانست.
وقایع تاریخی یعنی وقایع مؤثر در سلسله وقایع دیگر تاریخ. گفتیم مثلًا اینکه فلان خانواده امشب برای شام خودشان نان و پنیر و سبزی را انتخاب کرده باشند یا فلان آش را، عدس پلو انتخاب کرده باشند یا ماش پلو، این هم خودش یک واقعهای است اما یک واقعه تاریخی نیست که در وقایع دیگر مؤثر باشد. ولی برخی وقایع دیگر (مثل همان وقایعی که خودشان به بینی کلئوپاترا مثال میزنند و ما به فتق آقای بروجردی مثال زدیم) مسئله کوچکی است اما مسئله کوچکی است که در وقایعی بزرگ مؤثر واقع میشود. پیرمردی که هیچ قصد ندارد که از بروجرد حرکت کند و به قم بیاید ناگهان یک پایش را کمی بلندتر حرکت میدهد، فتقش پاره میشود، میآید تهران، بعد میرود قم و بعد یک مرجعیت بزرگ تأسیس میشود و خود این مرجعیت بزرگ منشأ وقایعی میشود که در اوضاع ایران اثر داشته است. حال، آقای بروجردی قبل از آمدن به قم یک شخصیت تاریخی در ایران نبود، ملّایی بود از ملّاهای شهرستانها، ولی بعد که به قم آمد و به صورت یک مرجع درآمد یک شخصیت تاریخی شد. اصل حادثه، حادثه کوچکی بود ولی منشأ آفرینش حوادث بسیار بزرگ شد.
این است که مورخ باید واقعیات تاریخی را برگزیند. یک مورخ میآید [وقایعی را که تأثیری در وقایع آینده نداشته مینویسد] مثل تاریخ نویسی ناصرالدین شاه: امروز کجا رفتیم، ملیجک کمی تب کرده بود، طبیب آوردیم، نبض ملیجک را دید ...
می بینید اغلب در این سفرنامه ناصرالدین شاه همان شرح حال ملیجک است. اینها چه اثری دارد؟! مورخ باید کوشش کند وقایعی را برگزیند که در حلقات بعدی و در اوضاع مؤثر بوده است و الّا وقایع دیگر مانند اینکه ما نشستیم با انیس الدوله