فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩ - آیا همه جنگها ریشه اقتصادی دارند؟
یک محصل باید خیالش از این جهات آسوده و راحت باشد تا برای تحصیل علم فراغت داشته باشد. یک هنرمند هم باید زندگیش آسوده و مرفه باشد تا بتواند فکرش متمرکز در کار هنر باشد، و الّا آدمی که از یک طرف از صبح تا غروب یک کار سنگین بدنی میکند بدیهی است که دیگر شب نمیتواند چند ساعت کار علمی یا هنری بکند. این است که جامعههایی که مردمش دائماً درگیر معیشت هستند، در میان آنها هنر و علم رشد نمیکند چون فراغتی برای آن ندارند. ولی این به مسئله زیربنا و روبنا مربوط نیست.
- ... میگوید: «اختلافات مذهبی وقتی شروع شد که اسرای آلمانی به هوش آمدند و پولی که از جیب رعایایشان به صندوق واتیکان میرفت به جیب خود ریختند.» همچنین میگوید پدید آمدن فرقه پروتستان در مذهب پروتستان علت اقتصادی داشته و هیچ منشأ فکری- که مثلًا یک طبقه روشنفکر پیدا شوند که بفهمند برخی امور خرافات و اشتباه است- نداشته، بلکه میخواستند آن هدیهها و باجهایی که به جیب واتیکان میرفته به طرف خودشان بیاید.
استاد: آن دو مقالهای که آقای حمید عنایت در سه چهار سال پیش در مجله نگین نوشتند که خلاصهای بود از یک کتاب، دو مقاله خیلی حسابی بود و ظاهراً بعد همان دو مقاله در کتاب جهانی از خود بیگانه چاپ شد. آن کتاب ظاهراً از دانشمند معروف، ماکس وبر است که او نظریهاش درست عکس نظریه مارکس است و میخواهد بگوید که همیشه یا خیلی اوقات عوامل معنوی به وجود آورنده عوامل اقتصادی بودهاند نه برعکس، و مثال میزند به انقلاب پروتستان و اینکه اصلًا سرنوشت اروپا را این انقلاب عوض کرد و خود انقلاب پروتستان را معلول برخوردهایی میداند که دنیای مسیحیت با مشرق زمین پیدا کرد، یعنی عکس این چیزی که ویل دورانت اظهارنظر میکند. خیلی مقاله خوب و عالمانهای است.