فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١ - بررسی نظریات
- بله چون در مورد قانون تعریفی دارند، میگویند قانون آن چیزی است که دو خاصیت داشته باشد: یکی اینکه بشود پدیدههای مربوط به آن را به وسیله ضوابطی که تنظیم کردهایم توجیه کنیم، و دیگر اینکه بشود به وسیله این قانون پدیدههای اتفاق نیفتاده را پیشگویی کرد. با این تعریف، دیگر هر چیزی را نمیشود گفت قانون. مثلًا قانون تکامل، دیگر قانون نیست.
استاد: چرا؟
- چون اولًا نمیتوانیم به وسیله این قانون همه پدیدههای گذشته را توجیه کنیم و پدیدههای آینده را نیز نمیتوانیم پیشگویی کنیم، یعنی فقط میتوانیم بگوییم که تغییر میکند ولی به چه شکل میشود دیگر نمیتوانیم بگوییم.
استاد: نه، ممکن است که آن را هم بتوانیم بگوییم. شما میگویید مطابق آن تعریف اگر قانون قانون باشد آنچه را که واقع شده توجیه وآینده را پیش بینی میکند، و نیز میگویید قانون تکامل محدود است، یعنی گذشته را توضیح داده ولی راجع به آینده سکوت کرده و هنوز قانونی برای آینده کشف نکرده است (چون جریان را دارد توضیح میدهد). همین قدر توانسته کشف کند آنچه که گذشته تحت این ضوابط بوده تا به اینجا رسیده ولی از این به بعد را نمیتواند پیشگویی کند. این نه معنایش آن است که قانون نیست بلکه قانونی است که فقط آن اندازه را بیان و از آن بیشتر را از اول سکوت کرده است.
مسئله دیگر این است که قانون حتی میتواند نسبت به آینده هم پیش بینی داشته باشد. مثلًا همان «قانون تکامل داروین» یک سلسله پیش بینیها راجع به آینده میکرد. منتها خود قانون داروین اصولًا بیاساس بود، نسبت به گذشته هم بیاساس بود. وقتی که مسئله انتخاب طبیعی و انتخاب اصلح را طرح کردند، مسائلی راجع به جامعه بشر حتی راجع به بدن بشر پیش بینی میکردند. مثلًا میگفتند چون بشر آینده سروکارش بیشتر با اعصابش خواهد بود تا اعضای دیگر و این عضو بیشتر مورد نیاز