فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠ - نابغه کیست؟
میخواستند تاریخ را در جهت دیگری ببرند در آن جهت برده بودند. اینطور که نیست. یک وقت هست که کسی میگوید نوابغ مؤثرند به معنای این که همه افراد بشر مؤثرند، شریک در اجتماع هستند، ولی افراد در یک سطح نیستند، بعضی افراد که استثنائی هستند در سطح بالایی هستند؛ و در عین حال نمیخواهد تأثیر تودهها را نفی کند، و همچنین نمیخواهد بگوید انتخاب جهت تاریخ با آنهاست بلکه میخواهد بگوید آنها نبوغشان به خاطر این است که طبیعت را [بهتر از دیگران شناختهاند.]
نابغه کیست؟
نابغههای دیگر را در نظر بگیرید، نابغه علم یا نابغه صنعت را در نظر بگیرید. یک نابغه صنعت هنرش در این بوده که طبیعت را شناخته و براساس طبیعت قدم برداشته است، یعنی توانسته طبیعت را بشناسد و خودش را با طبیعت هماهنگ کند. آن کسی که هواپیما را ساخت اگر میخواست از نبوغ خود استفاده کند و به قوانین طبیعت کاری نداشته باشد آیا میتوانست هواپیما بسازد؟ نه، اصلًا نبوغش در این است که طبیعت را بهتر از دیگران شناخته و بهتر از دیگران توانسته خودش را با طبیعت- یا به تعبیر ما فطرت- هماهنگ کند. نوابغ تاریخ هم نبوغشان به این است که بهتر از دیگران طبیعت تاریخ را شناخته و خود را با طبیعت تاریخ هماهنگ کردهاند. پس تاریخ، خودش طبیعتی دارد نه اینکه چیزی نیست و آنها هوس کرده بودند اینجور بشود اینجور شد و اگر هوس کرده بودند جور دیگری بشود جور دیگر میشد؛ به هوس آنها بسته نیست.
پس نه آنها در واقع جهت تاریخ را انتخاب کردهاند (تاریخ خودش جهتی دارد به سوی تکامل) و نه ملتها و تودهها هیچ نقشی نداشتهاند. اگر هنگامی که نابغه ظهور میکرد، افرادی نبودند که اراده او را اجرا کنند و طرح او را به مرحله عمل درآورند آیا کاری انجام میشد؟! حال بگوییم خود مارکس یک نابغه است و طرحی آورده. اگر مردم دیگری نبودند که آن طرح را به مرحله اجرا درآورند آیا اکنون مارکسیسمی در دنیا وجود داشت؟! پس معنی نابغه این است: آن کسی که از یک هوش و یک اراده