فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨ - درسهای تاریخ و پیش بینی تاریخ
ضد و نقیض زیاد گفته، به نامهای از مارکس توجه میکند که در آن مارکس این طرح کلی تاریخ را رد کرده است. و لهذا وقتی میخواهد سخن پوپر، فیلسوف انگلیسی، در رد مارکس را رد کند این نظریه مارکس را که در رد طرح بزرگ آورده ذکر میکند، در صورتی که همه میدانند که مارکس طرفدار آن طرح کلی بوده و خواسته است ادعا کند که همانطور که داروین برای زیست شناسی قوانین مشخصی کشف کرد که [از نظر او] ماوراء آن قوانینْ دیگر قانونی نیست و مسئله قطعی است، تاریخ هم چنین قوانینی دارد.
درسهای تاریخ و پیش بینی تاریخ
این بحث که آیا از تاریخ میتوان درس آموخت یا نه، تابع همین نظریه است. اگر تاریخ فقط وقایع جزئی باشد و نشود از تاریخ، اصول کلی استخراج کرد اصلًا نمیشود درسی از تاریخ آموخت. اما اگر تاریخ قابل تعمیم بوده و اصول کلی داشته باشد، میتوان از آن درس آموخت و به تعبیر قرآن تاریخ میتواند «عبرت» و درس آموز باشد. مسئله پیش بینی تاریخ هم چنین است. آیا تاریخ میتواند حوادث آتی را پیش بینی کند؟ آیا ما میتوانیم از ضوابط گذشته پیش بینی کنیم که تاریخ بشریت مثلًا در سال ٢٠٠٠ چگونه خواهد بود؟ این نیز تابع اصل تعمیم است که ما تا چه اندازه بتوانیم قوانین کلی برای تاریخ کشف کنیم. اصلًا این دو مسئله «درسهای تاریخ» و «پیش بینی تاریخ» هر دو یک مسئله است. «درس» میگوییم از این جهت که چگونه عمل کنیم و «پیش بینی» میگوییم از آن جهت که میخواهیم کشف کنیم، و هر درسی تابع پیش بینی است. هر دو یک مسئله است و جدا کردن ایندو کار صحیحی نبوده است.
پس اصل مسئله این است که آیا تاریخ فقط وقایع جزئی است و از این وقایع نمیشود اصول کلی استخراج کرد یا میشود؟ اگر میشود به چه دلیل میشود؟- که مؤلف این کتاب دلیلش را ذکر نکرد، ما گفتیم دلیلش طبیعت انسان است- و اگر نمیشود چرا نمیشود؟ آیا انسان طبیعت مشخصی ندارد؟ یا نه، از بس پیچیده است کشف کردن دقیق آن کار مشکلی است.