فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠ - باید و نباید در مارکسیسم
جنگ و مبارزه شدیدتر میشود و انقلاب سریعتر انجام میشود. بنابراین، این حرفها اساساً در این منطق درست نیست.
- اگر این صحیح نباشد، اصل تضاد چگونه میتواند اثبات وجود کند؟
استاد: [از نظر آنها] این یک جریانی است در طبیعت و تنها مربوط به انسان نیست. اصلًا طبیعت جریانش این است که همیشه به سوی ضد خودش تمایل دارد. این دیگر لازمه طبیعت است.
جامعه هم به عنوان یک واحد طبیعی اینطور است، همیشه در درون خودش ضد خودش را میپروراند.
- آخر ضد چگونه میتواند اثبات وجود کند و آن را به زبان خودش نگوید؟
استاد: به زبان خودش میگوید.
- لذا آنها هم میگویند ما به زبان خودمان میگوییم. وقتی میگوید سرمایهدار بد است ...
استاد: سرمایهدار هم میگوید تو بدی. ولی این فلسفه این است که سرمایهدار اصلًا وجدانش همین است، واقعاً اینجور فکر میکند که این بد است و باید هم همینطور فکر کند. سخن این است.
نمیگوییم که نمیگوید «بد» [و این کلمه را به کار نمیبرد] بلکه میگوییم که میگوید مفهوم «خوب است» و «بد است» هیچ گاه از یک مقام آزاد نیست. حرف دیگران این است که انسان یک وجدان آزاد دارد، میتواند سرمایهدار باشد و سرمایه داری را تقبیح کند یا میتواند کارگر باشد واشتراک را تقبیح کند. ولی حرف اینها این است که [چنین چیزی امکان ندارد.] نمیگویند که مفهوم خوب و بد وجود ندارد، بلکه میگویند مفهوم خوب و بد- که وجدان انسان را تشکیل میدهد- یک خصلت جبری از انعکاس وضع طبقاتی است. بگذارید