فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩ - فرق میان تحول تاریخ و تطوّر تاریخ
انتخاب میکنید، دروغ هم نگفتهاید.
اینهاست که میگویند تاریخ را بیارزش کرده؛ یعنی شما سراغ هر مورخی در دنیا بروید میبینید که در یک قضیه، تمام وقایع را آنچنان که بوده است، اعم از آنچه که زشت باشد یا زیبا، ننوشته، بلکه انتخاب کرده و این انتخاب برحسب هدفی بوده که از تاریخ نگاری داشته است.
این جهت است که مسئله ارزش تاریخ مطرح میشود؛ یعنی تاریخ به معنی تاریخ نگاری، تاریخهای مکتوب، چقدر قابل اعتماد است و چقدر قابل اعتماد نیست، که در همین کتاب [١] هم اولین بحثش درباره ارزش تاریخ است، هرچند نام نمیبرد.
فرق میان تحول تاریخ و تطوّر تاریخ
مسئله مهمی که باید عرض کنم این است که مسئله «محرک تاریخ» یک مسئله است و مسئله «فلسفه تطور تاریخ» مسئله دیگر. معمولًا ایندو از یکدیگر تفکیک نمیشوند. میدانیم جامعه انسانی تحولات زیادی دارد از قبیل انحطاطها، ترقیها، جنگها، صلحها، رفاهها، محرومیتها و امثال اینها. یک وقت ما جامعه انسانی را از نظر تنوع، در تمام طول تاریخ گذشته یک «نوع» میدانیم که افرادش عوض میشوند، افرادش این جامعه است، آن جامعه است، این ملت است، آن ملت است، ولی افرادی هستند در یک سطح؛ یعنی آن هم جامعهای است از نوع این جامعه، این هم جامعهای است [از نوع آن جامعه]. جامعه امروز با جامعه پنج هزار سال پیش [در نوعیت] فرقی نکرده، یعنی یک «نوع» جامعه انسانی است. در این صورت درباره اینها مسئله «محرک اصلی تاریخ» قابل بحث است که حوادث با ارزش تاریخ [٢] [علت اصلی آنها چیست؟ و به عبارت دیگر] محرکاصلی تاریخ چیست؟
[١] [مقصود کتاب لذات فلسفه است.][٢] در کتاب تاریخ چیست؟ نیز هست که حوادث تاریخ دو گونه است: حوادث بیارزش و حوادث با ارزش. حوادث بیارزش حوادثی است که تأثیری در رویدادهای بعدی نداشته و در واقع بود و نبود آن تأثیری در حوادث بعدی نداشته است. حوادث با ارزش حوادثی است که در اوضاع بعدی تأثیر داشته است.