فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣ - عامل جغرافیا و حرکت تاریخ
منطقه طوری است که حالت بیزاری از کار و فعالیت را در انسان ایجاد میکند، این شرایط حتی در فلسفه هندی و در آداب و عاداتشان تأثیر بخشیده است. نظیر آن حرفی که مارکس میگوید: اوضاع اقتصادی در فکر و فلسفه و آداب مؤثر است، این شخص میخواهد بگوید محیط جغرافیایی مؤثر است. اشاره به آن حرفی میکند که آنها در فلسفهشان غایت و کمال انسان را چیزی به نام «نیروانا» میدانند که از آن به «عدم مطلق» تعبیر کردهاند، پس کمال نهایی انسان را در یک امر منفی جستجو میکنند.
میخواهد بگوید این تأثیر آب و هواست که اینها را اینطور منفی کرده. در مناطق دیگری ممکن است کار نشانه تشخّص باشد ولی این منطقه چون حالت بیزاری از کار را به وجود آورده قهراً از نظر اخلاقی هم اثر بخشیده که اخلاقاً برای آنها کار نکردن تشخّص باشد و کار کردن ننگ و عار- که در این زمینهها آداب و عادات عجیبی از متشخّصین و راجههای هندی نقل میکنند- و بعد مثالهایی ذکر میکند که مثلًا بعضیها ناخنهایشان را نمیگرفتند به علامت اینکه معلوم باشد که این دستها کار نمیکند و احتیاج به کار ندارد. دلیل خلافش- یعنی دلیل بر اینکه این امر کلیت ندارد- این است که ما اکنون میبینیم که در محیطهای دیگری هم کار نکردن علامت تشخص است. الآن در همین محیطهای خودمان برای خانمها کار نکردن علامت تشخص است. مؤلف از آناتول فرانس [در ذکر علائم تشخص و کار نکردن] نقل میکند: «... و کفشهای پاشنه بلند». کفشهای خیلی پاشنه بلند که قدیم معمول بود خانمها پایشان میکردند، معلوم بود که کفشِ کار نیست، کفش تشخص و [علامت کار نکردن است؛] یا اینکه امروز برخی خانمها ناخنها را بلند میکنند برای این است که معلوم باشد که اینها خیلی خانم هستند و کار نمیکنند، علامت کار نکردن است. این کم کم به عبا و قباها و نعلینهای ما هم میرسد (وَ ثیابَک فَطَهِّرْ) [١]؛ علامت این است که از کار معافیم و اتفاقاً همینطور هم هست یا لااقل از نوعی کارها معاف هستیم. اینها دلیل بر این است که این آداب و عادات، صد درصد به منطقه مربوط نیست و گاهی علل دیگری اینها را به وجود میآورد.
[١] مدّثّر/ ٤.