فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥ - تأثیر نژاد
جغرافیایی؛ مثلًا نژاد سفید را منطقهاش نژاد سفید کرده و در اصل با نژاد زرد و نژاد سیاه یک ریشه داشته است و همینطور نژادهای دیگر. بنابراین اگر تفاوتی میان نژادها هست معلول منطقه است، پس بالاخره اصل برمیگردد به همان آب و هوا. پس این نظریه، نظریه جدیدی نیست.
ولی یک چیزی من به نظرم رسید و آن اینکه ممکن است کسی بیاید نژاد را از آب و هوا تفکیک کند و بگوید درست است که همه نژادها به یک اصل برمیگردند ولی مانعی ندارد که بعضی از افرادِ برخی از نژادها ولو به علل تصادفی- نه اینکه مربوط به آب و هوا باشد- در زمانی تغییراتی در ژن آنها پیدا شود که در نسلهای بعد اصلًا نسل عوض شود، و این خودش ممکن است حتی یک علت تصادفی هم داشته باشد نه اینکه مربوط به آن منطقه باشد، همینطور که در تکامل حیوانات میگویند که گاهی چند فرزند از یک جفت به وجود میآید ولی در میان اینها به یک علت خاصی میبینید یکی دارای یک امتیاز فوق العاده میشود، بهطور جهش وار و ناگهانی تغییراتی در ژنهای اصلی او پیدا میشود که بعد بکلی نسل او با نسلهای خواهر و برادرهایش متفاوت میشود. ممکن است کسی بر این اساس ادعا کند- چنانکه افرادی مدعی بودند- که خونها و نژادها متفاوت است (البته اینها دلیل ندارد). مثلًا اگر بگویند نژاد سفید برتر از نژاد سیاه است، میخواهند بگویند که در آن اجداد خیلی قدیمی نژاد سفید تحولی در ژن آنها پیدا شده که این تحول در نژادهای دیگر پیدا نشده است. بنابراین ممکن است ما این نظریه را از نظریه آب و هوا و منطقه جدا بدانیم.
- ما تا به حال به چند مورد برخوردهایم که این نظریات را به علتش برگرداندهایم، یعنی گفتهایم این نظریه برمیگردد به نظریه قبلی. ولی ممکن است بگوییم ما کاری نداریم که این نظریه به چه برمیگردد، میخواهیم بگوییم آنچه مؤثر است چیست؟ مثلًا میگوییم تحت هر شرایطی اگر نژاد آریایی به وجود بیاید تاریخ را پیش میبرد، یعنی عامل مستقیم تاریخ نژاد آریایی است، حال تحت شرایط آب و هوای معتدله به وجود بیاید یا آب و هوای سردسیر.