فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢ - پاسخ به نظریه بی ارزشی تاریخ
ما گفته بود شما خودتان هرچه وقایع بوده بنویسید، به اخوی ما هم گفته بود تو هم هر مقدار اطلاع داری بردار بنویس. ابوی ما خطش خوب بود، اخوی ما هم خطش بد نبود. ایشان میگفتند بعد از آنکه نوشتیم، ابتدا این دو ورقه را برداشت نگاه کرد و گفت: به به! پدر از پسر بهتر مینویسد، پسر از پدر بهتر. بعد ورقه مرا برداشت خواند. وقتی خواند یک نگاهی کرد و گفت: آقا! از لحن این نوشته پیداست که شما آدم راستگویی هستید، چون هرچه بوده ولو به ضرر خودت بوده نوشتهای. (در واقعهای که خود ایشان ذی نفع بودند آن واقعه را همانطور که واقع شده بود نوشته بودند، اعم از اینکه به ضرر خودشان بوده یا به نفع خودشان.) بعد گفت: چون تو یک چنین آدم صدیق و راستگویی هستی من قرار منع تعقیب صادر میکنم.
غرض اینکه نمیشود بشر را متهم کرد که همیشه مطابق منافع خودش [وقایع را نقل میکند.]
دیگر اینکه بعضی وقایع هست که اساساً در یک حدش دروغ بردار نیست. شما میبینید بسیاری از قضایا را دو طرف متخاصم نوشتهاند. امکان تحریف در بعضی قضایا نیست. قضایایی که در سطح عموم واقع میشود اصلًا امکان تحریف [آنها] وجود ندارد، یعنی قضیه به صورت تواتر نقل میشود که اصلًا قابل اینکه اغراض افراد در آن دخالت کرده باشد نیست. شما در همین تاریخهای اسلامی میبینید- البته شک ندارد که شیعه عقاید خاصی داشته و سنّی عقاید خاصی- تواریخی که اهل تسنن نوشتهاند با تواریخی که شیعه نوشتهاند در خیلی موارد با هم اختلاف دارد؛ سنّیها یک جور نوشتهاند، شیعهها جور دیگر ولی در عین حال مسائل مشترک، زیاد وجود دارد.
حتی مسائلی که به نفع یک فرقه معین است در عین حال در کتابهای هر دو فرقه نوشته شده؛ یعنی در اینجا اغراض نتوانسته است دخالت کند که مثلًا فرقه اهل تسنن فلان قضیه را که به نفع شیعه بوده، چون سنّیاند حتماً ننویسند. ما الآن چقدر وقایع داریم که به نفع تشیع است و در کتب اهل تسنن هست؟
ثالثاً مسئله اغراض و تعصبات، برای عموم بشر حکم یک امر عرَضی را دارد؛ یعنی اغراض مثل پردههایی است که میآید جلو حقیقت را میگیرد و بعد پس میرود؛ یعنی حقیقت، چهره خودش را- تمام یا نیمش را- خودبه خود آشکار میکند و این پرده برای همیشه باقی نمیماند.
این خودش یک مطلبی است. خیلی