فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨ - مسخ انسان در تمدن امروز
- از نظر آزادی در انتخاب، میتوانیم بگوییم که در قدیم آزادی در انتخاب بوده منتها موارد انتخاب خیلی کم بوده و از آن نظر محدودیت بوده است. مثلًا در قدیم شخص هر شغلی را که میخواسته انتخاب کند آزاد بوده، منتها در دسترسش نبوده.
استاد: درست است ولی آن که جوهر انسان است انتخاب است. اما اینکه انسان سر دوراهی باشد یا سر ده راهی، از دو راه یکی را انتخاب کند یا از ده راه، این در جوهر انسان که انتخاب و آزادی است تأثیری ندارد.
- منظورم این است که در قدیم مثلًا اگر کسی میخواست درس بخواند، در این کار آزاد بود ولی نمیتوانست.
استاد: امکانات برایش نبود. قبول داریم. آن جنبه دیگر قضیه است. برمیگردد به مسئله قدرت و توانایی. شما بگویید «آزادی در حیطه قدرت و توانایی»، بگویید در قدیم حیطه قدرت و توانایی محدود بود ولی در آن حیطه آزادی بود، امروز حیطه قدرت و توانایی خیلی وسیع شده ولی در همان حیطه، حتی کمتر از آن حیطه قدیم، آزادی نیست. بسیار خوب، دو مسئله مقابل یکدیگر است. ما که نگفتیم آزادی یگانه ملاک است و به قدرت کاری ندارد. شک ندارد که بشر امروز از این نظر متکاملتر است. نمیشود کمال ناشی از قدرت را ندیده گرفت و گفت کمال ناشی از قدرت کمال نیست. خیر، کمال است ولی در ارزشیابی- و به قول اینها در نظام ارزشها- اگر بخواهیم حساب کنیم ببینیم آیا تسلط بر طبیعت ارزش بیشتری برای انسان دارد یا آزادی، و از این دو ارزش کدام یک ارزش بیشتری است، اینجا بود که گفتیم اگر امر دائر باشد که بشر از این دو ارزش یکی را انتخاب کند باید آزادی را انتخاب کند نه تسلط بر طبیعت را.