انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٠ - سه حقيقت انسان
مركّب موضوع بحث، يعنى مسأله انسان و چيستى او ميپردازيم.
معرفت چيستى و هستى انسان و چگونگى ترکيب او از جسم و روح و شناخت تجرّد روح و چگونگي پيوند روح با جسم مادى و نيز آگاهى به كمال اصيل انسانى و راه نيل به آن و رهبرى و راهنمايى به سوى آن و انواع روابط انسان با نظام هستى و پديده هاى آن و... از مسائل مهمي است كه در حوزه مربوط به شناخت انسان قرار ميگيرند. بهترين راه براى تشخيص اين امور و اصول، استفاده از كلام خداوند انسان آفرين، در قرآن كريم است؛ زيرا قرآن براى هدايت انسان و تكامل او نازل شده است و مسائل مزبور را به روشنى بيان كرده است.
حقيقت انسان از ديدگاه قرآن
خداوند در قرآن انسان را سراسر فقر و نياز معرفى كرده، او را عين ربط و فقر وجودى مي داند؛ يعنى تمام هستى او به حق وابسته است: يا أيّها الناس أنتم الفقراء إلى الله والله هو الغنىّ الحميد. ١ وقتى انسان خود را فقير و عين ربط يافت، خداي خود را كه عين غنا وبىنيازى است، خواهد شناخت: ¦«من عرف نفسه فقد عرف ربّه»¦. ٢
همچنين خداوند، انسان را خليفه خود ميخواند. انسان براى شناخت چگونگى خلافت خود از خدا، بايد خدا را بشناسد؛ زيرا شناخت خليفه بدون معرفت «مستخلف عنه» ممكن نيست؛ زيرا وى جانشين خداست و تا معرفت خداوند حاصل نشود، چگونگى خلافت از او معلوم نخواهد شد.
قرآن كريم، كتاب وجودى انسان را در دو مقام تدوين كرده است؛ در مقام اوّل، از هويّت انسان سخن ميگويد و او را بر خلاف تعريف رايج كه وى را حيوان ناطق
١ . سوره فاطر، آيه١٥ .
[٢] بحار الأنوار، ج٢، ح٢٢، ص٣٢ .