انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٠ - علت حجيت بديهيات
مي شود:
١ ـ در کميت قضيه: اگر يکي از دو مقدمه، «کلي» بود و ديگري جزئي، نتيجه جزئي است؛ زيرا نتيجه از جهت کميت يعني در کليت و جزئيت، تابع اخس مقدمتين است که جزئي باشد.
٢ ـ در کيفيت: اگر يکي از دو مقدمه، «موجِبه» بود و ديگري «سالبه»، نتيجه در کيفيت يعني در ايجاب و سلب، تابع اخسّ مقدمتين است که سلب باشد.
٣ ـ در جهت: اگر يکي از دو مقدمه، «ضروري» بود و ديگري «ممکن»، نتيجه در جهت قضيه، تابع اخسّ مقدمتين است؛ يعني نتيجه ممکن است؛ نه ضروري.
٤ ـ در صنعت قضيه: اگر يکي از دو مقدمه، يقيني و برهاني بود و ديگري جدلي و خطابي، نتيجه از لحاظ صنعت، تابع اخسّ مقدمتين است؛ يعني نتيجه، خطابي و جدلي خواهد بود.
٥ ـ در هست و بايد: اگر يکي از دو مقدمه از مسائل حکمت نظري (هست و نيست) بود و ديگري از مسائل حکمت عملي (بايد و نبايد)، نتيجه بايد و نبايد است؛ مثل اين که گفته مي شود: پروردگار جهان، ولي نعمت است و هر ولي نعمتي را بايد تکريم کرد و گرامي داشت، نتيجه آن است که پروردگار جهان را بايد گرامي داشت و تکريم کرد؛ يعني نتيجه تابع اخسّ مقدمتين است.
٦ ـ اگر يکي از دو مقدمه عقلي بود و مقدمه ديگر نقلي، نتيجه به حکم قاعده کلي «تبعيت نتيجه از اخسّ مقدمتين»، نقلي است؛ زيرا نقل تابع عقل است.