انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٧ - مغالطه ومعناى آن
منزوي شود و مسؤوليت اجتماعي و رسالت تبليغي و تعليمي لازم خود را رها کند، خردمند نيست؛ چنان که کسي که از تملّق جاهل خوشش بيايد، حکيم نيست؛ کسي که مدح پذير و ستايش پسند باشد، حکيم نيست. بنابراين، انسان اگر بخواهد عقلش منبع اثباتي دين باشد، بايد آن را صاف و پاک نگه دارد و آلوده ننمايد.
٤ ـ اسارت در دام هوس؛ اگر عقل به دام هوس گرفتار نباشد، به دليل اين که حق و باطل روشن است، حق را مي فهمد؛ ولي اگر در دام هوس گرفتار شود، غرض ورزي ها در آن راه پيدا مي کند و در تاريکي هاي باطل گرفتار مي شود تا جايي که بت پرستان و مشرکان را متمدن تر و هدايت شده تر از مؤمنان مي پندارد.
از زمان هاي دور، اين تعصب وجود داشت که بعضي مي پنداشتند که مشرکان از مؤمنان بهترند؛ چنان که قرآن گفته يهوديان عنود را چنين نقل فرمود: ألم تر إلي الّذين أُوتوا نصيباً من الکتاب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت و يقولون للّذين کفروا هؤلاء أهدي من الّذين امنوا سبيلاً؛ ١ آيا نمي بيني عده اي از يهوديان را که به جبت و طاغوب باور دارند و مي گويند که کافران و بت پرستان، از مؤمنان هدايت يافته تر و متمدن ترند. منشأ اين پندار، اين است که آن ها رهايي مشرکان را مي بينند و اين رهايي را آزادي تلقي مي کنند؛ در حالي که خدا در برابر اين غرض ورزان فرمود: إنّ هذا القران يهدِي للّتي هي أقوَم؛ ٢ قرآن به ملّت برتر و طريق مستقيم تر هدايت مي کند و مطالب عميق و عريق الهي را ارائه مي کند.
اما کسي که به دام هوس نيفتد، چون حق و باطل روشن است: قد تبين الرّشد من الغي ٣ به خوبي مي تواند آن را تشخيص دهد؛ همانند شب و روز که يکي
١. سوره نساء، آيه ٥١.
[٢] سوره إسراء، آيه ٩.
[٣] سور بقره، آيه ٢٥٦.