مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٢٤ - مقدمه شرعى و عقلى ، واجب نفسى و غيرى ، مقدمات مفوته موضوع نزاع ، ثمره نزاع )
و آن واجب داراى يك سلسله مقدمات خارجيه عقليه باشد , كه انجام آن عمل واجب بدون تدارك آنها غير ممكن است , به علت وجود رابطه و پيوستگى عقلى و منطقى بين اين مقدمات و ذى المقدمه بى ترديد انجام مقدمات در فرض وجوب ذى المقدمه , عقلا لازم بوده و عقل حكم به انجام آن مينمايد .
حال مى خواهيم ببينيم پس از دريافت حكم عقل آيا ميتوان با اضافه كردن يك كبراى كلى لزوما وجوب شرعى مقدمه را استنباط كرد ؟ در فرض بالا ديديم كه به علت ملازمه منطقى و عقلى بين مقدمه و ذى المقدمه , به حكم عقل تدارك مقدمه واجب است . آنان كه قائل به وجوب مقدمه هستند مى گويند پس از دريافت حكم عقل مبنى بر لزوم تدارك مقدمه مى توانيم بشكل زير قياسى منطقى تشكيل دهيم :
صغرى طى مسافت ( مقدمه حج ) عقلا واجب است .
كبرى همه واجبات عقلى شرعا واجب است .
نتيجه طى مسافت ( مقدمه حج ) شرعا واجب است .
با توجه به مقدمات اين بحث روشن مى شود كه حكم شارع مبنى بر وجوب مقدمه , كه از قياس فوق استنتاج مى گردد , يك وجوب مقدمى و غيرى است نه اصلى و نفسى , يعنى مستقلا موضوعيت ندارد و مصلحتى شرعى بر آن مترتب نيست , بدين ترتيب انجام يا ترك ذى المقدمه است كه باعث ثواب يا عقوبت مى شود , و فعل يا ترك فعل در مقدمه مستقلا موجب پاداش يا عقاب نيست . ولى چنانچه مكلف مقدمات را تدارك كند ولى به عللى كه از قدرت او خارج است انجام واجب ممكن نباشد , در ازاء تدارك مقدمات