مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٧٩ - اخبار مجعوله اسرائيليات
تقسيم نشسته اند , ابوذر پرسيد : اين مال از كجاست و مصرفش چيست ؟ عثمان گفت : اين صد هزار درهم است از محلى آورده اند منتظرم مقدارى هم به آن افزوده شود تا بعد در موردش تصميم بگيرم , ابوذر پرسيد : صد هزار درهم بيشتر است يا چهار هزار دينار ؟ عثمان پاسخ داد : البته صد هزار درهم , ابوذر گفت : ياد دارى كه شبى با تو خدمت پيغمبر رسيديم و او به حدى محزون بود كه پاسخ سلام ما را نداد و روز بعد كه بر او وارد شديم او را خوشحال و خندان يافتيم و گفتيم پدر و مادرمان به قربانت ديشب چرا آنقدر محزون بودى و امروز اين قدر خوشحالى ؟ فرمود : ديشب چهار هزار دينار از بيت المال پيش من بود كه تقسيم نكرده بودم , مى ترسيدم اجلم فرا رسد و اين مال نزد من تلف شود , اما امروز آن را تقسيم كردم و از اين رو خوشحالم .
عثمان از كعب الاحبار پرسيد : آيا كسى كه زكوه مالش را داده چيز ديگرى بر او واجب است ؟ كعب گفت : نه , اگر از يك خشت طلا و يك خشت نقره خانه بسازد بر او چيزى نيست , ابوذر عصارا بلند كرد و بر سر كعب كوفت و گفت : اى پسر يهودى ترا چه رسد كه در احكام مسلمين نظر دهى , گفتار خدا مقدم بر گفته تو است , خدا فرموده : [ ( . . . والذين يكنزون الذهب والفضه ولا ينفقونها فى سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم]( . [١]
يعنى به آنان كه طلا و نقره ذخيره مى كنند و در راه خدا
[١]) سوره توبه آيه ٣٤ .
اعيان الشيعه ص ٣٥٩ , بحارالانوارج ٦ ص ١٠٠٨ , الغديرج ٨ ص