مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٧٨ - اخبار مجعوله اسرائيليات
گرفت و از مقربان خليفه شد . اين تقرب به حدى بود كه حتى به ابوذر غفارى در نقل حديث و تفسير و توضيح مسائل اسلامى ترجيح يافت . وى پس از عثمان به شام رفت و به عنوان مشاور رسمى معاويه انتخاب گرديد .
كعب الاحبار على رغم مقامى كه كم و بيش نزد خلفاء داشت ولى پيوسته با مخالفت ابوذر غفارى مواجه بود . وقتى كه عبدالرحمن بن عوف از دنيا رفت اموال زيادى باقى گذاشت , عثمان مشغول تقسيم تركه بين ورثه بود , مردم مى گفتند از جهت جمع اين همه مال به عاقبت عبدالرحمن ترسانيم , عثمان چون به عبدالرحمن تعلق خاطر داشت براى توجيه موضوع نظر كعب الاحبار را پرسيد , كعب گفت من در مورد او جز خير و خوبى نظرى ندارم زيرا مال را از راه حلال كسب كرده و انفاقات زيادى كرده است و اين مقدار هم باقى مانده . ابوذر وقتى نظر كعب را شنيد استخوان شترى را برداشت و به جستجوى كعب پرداخت , گروهى كعب را آگاه ساختند كه ابوذر به سوى تو مىآيد , كعب از ترس گريخت و خود را به عثمان رساند , ابوذر هم به دنبال او به محضر عثمان آمد وقتى چشم كعب به ابوذر افتاد از ترس خود را پشت سر عثمان پنهان كرد , ابوذر خطاب به كعب گفت : اى يهودى زاده خيال مى كنى بر عبدالرحمن با اين همه مالى كه جمع كرده چيزى نيست [١] .
روزى ابوذر بيمار بود و در حالى كه بر عصا تكيه مى كرد نزد عثمان رفت و ديد صد هزار درهم نزد عثمان است و عده اى در انتظار
[١]) اعيان الشيعه ص ٣٥٤ ( جندب ) .