مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٦٧ - دلائل حجيت قياس از نظر عامه
است عبور كرده و به مورد ديگر سرايت داد . در حالى كه مى دانيم[ ( اعتبار]( مصدر باب افتعال و مصدر ثلاثى مجرد آن[ ( عبرة]( است , در اين صورت هيچ ارتباطى به مسئله مورد بحث آنها ندارد .
عامه براى حجيت قياس به رواياتى نيز استناد كرده اند : از جمله : مكالمه حضرت رسول اكرم ( ص ) با معاذ بن جبل است . آن بزرگوار هنگاميكه مى خواست او را براى قضاوت به يمن بفرستد ضمن سؤالاتى از وى پرسيد[ : ( اگر آنچه را كه مى خواهى در كتاب خدا و سنت رسول الله نيافتى چه مى كنى ؟]( معاذ عرض مى كند [ :( اجتهاد به رأى مى كنم]( سپس حضرت با عبارتى كوتاه از وى تمجيد مى نمايد [١] . اهل سنت مى گويند منظور معاذ از اين گفته عمل كردن طبق قياس بوده كه پيامبر اكرم[ ( ص]( نيز عمل او را مورد تأييد قرار داده است .
البته بايد متذكر گشت كه بدلائل بسيار نيرومندى اين استناد نيز مردود بوده كه بحث تفصيلى آن در حوصله اين گفتار نيست .
اهل سنت از اجماع نيز براى اثبات حجيت قياس استمداد مى جويند , و مى گويند پيشوايان و علماى دين قياس مى كرده اند . و براى اثبات اين مدعا به عمل خليفه دوم استناد مى نمايند كه اجتهاد به رأى مى نموده . چنانكه گفته است :
[ ( متعتان كانتا محللتان فى زمن رسول الله فانا احرمها](
ترجمه : دو متعه در زمان پيغمبر بود كه پيغمبر آنها را حلال دانسته و من آنها را حرام مى كنم ( يكى حج تمتع و ديگرى متعه نكاح ) . اين از مصاديق اجتهاد به رأى است . و چون اجتهاد به رأى همان قياس است , پس
[١]) ملل و نحل شهرستانى , عدة الاصول شيخ طوسى .