مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٦٣ - اركان قياس
براى اينكار اين طور استدلال مى كنيم : آب انگور جوشيده چون مسكر است حرام است , و بعد نتيجه مى گيريم چون آبجوهم مسكر است پس حرام است . اين را در اصطلاح اصول قياس مى گويند .
با توضيحاتى كه داده شد ترجمه جزء بجزء عبارت مذكور بدين قرار است[ : ( اثبات حكم فى محل]( يعنى[ ( قياس عبارت است از]( اثبات نمودن حكمى ( مثل حرمت ) در يك موردى ( مثلا آبجو[ ( ( لعلة]( به خاطر علتى ( مانند اسكار[ ( ( لثبوته فى محل آخر]( به خاطر ثبوت همان حكم ( حرمت ) در محلى ديگر ( آب انگور ) ,[ ( بتلك العله]( به واسطه همان علت ( اسكار ) اين بود تعريف و چگونگى دليل قياس و چنانچه آشكار گشت شيعه اينگونه استدلال را قبول ندارد و لذا مستند قائلين به حرمت آبجو ادله ديگرى است نه قياس .
اركان قياس :
در قياس چهار ركن ملحوظ است : ركن اول مقيس يا فرع كه آن را محل اول نيز مى گويند ( مانند آبجو در مثال گذشته ) , ركن دوم مقيس عليه يا محل ثانى , يعنى آنچه به آن قياس شده است و به تعبير ديگر اصل و ريشه قياس ( همانند خمر در آن مثال ) , ركن سوم يك علت مشترك كه جامع بين دو محل باشد , ( در مثال بالا مسكر بودن است ) , ركن چهارم نتيجه كه همان حكم حرمت آبجو است .
همان طور كه گفتيم , قياس اصولى با قياس منطقى تفاوت بسيار دارد , قياس اصولى معادل تمثيل در منطق است و قطع آور نيست , ولى قياس منطقى اطمينان بخش است . توضيحا مى گوئيم اگر علت حرمت در