مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٥٩ - عرف و عادت در قانون مدنى ايران
قياس
يكى از مسائلى كه از دير باز مورد اختلاف شيعه و اهل سنت بوده , سنديت قياس است . يعنى اين كه آيا قياس مى تواند جزء منابع فقه باشد يا خير ؟ قبل از ورود به بحث اصلى لازم است تاريخچه اين مناقشه تاريخى بررسى شود .
مخالفت با قياس از شعارهاى شيعه بوده و از سوى علماى اماميه در طول تاريخ پيگيرانه مطرح شده است , از طرف ديگر در ميان اهل سنت فرقه ظاهريه كه از پيروان داود بن خلف هستند و نيز حنبلى ها چندان ارزشى براى قياس قائل نيستند . اولين كسى كه به قياس اهميت داد ابوحنيفه بود و به نفع حجيت قياس موضعگيرى كرد . ابوحنيفه در اين جهت تا آنجا پيش رفت كه به رأس القياسيين مشهور است . بعد از او فرقه مالكى و شافعى نيز كم و بيش به حجيت قياس معتقد شدند . فرق طرفدار قياس در حجيت آن آنقدر مبالغه كردند كه با وجود اجماع , نتايج حاصله از قياس را بر آن رجحان دادند . كار اين فرق بالا گرفت و بتدريج به اهميت و حجيت قياس افزوده شد , به طورى كه در حالت تعارض نتايج حاصله از قياس با اخبار و احاديث , قياس را راجح دانستند . حتى در برخى از موارد كه قياس با ظاهر كتاب مغايرت نشان مى داد با ترجيح دادن قياس , ظاهر كتاب را تأويل