مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٤١ - تلازم بين حكم عقل و شرع
اصلى بود جهتى براى اين سؤال چندان باقى نمى ماند . زيرا با طرح معانى سه گانه خوبى و بدى , و تبيين اين موضوع كه مورد نزاع تنها معناى سوم است و تحليل اينكه واقعيت خوبيها و بديها در معناى سوم چيزى جز ادراك عقل به ستايش نمودن فاعل و نكوهش كردن آن نيست , طرح اين سؤال كه آيا ارزش هاى افعال قابل دستيابى عقل هستند يا خير , وجاهت منطقى ندارد . چرا كه منظور از ارزشها عينا همان ادراكات عقلا است نه چيز ديگر , تا بخواهد مورد بحث و بررسى قرار گيرد . و لذا ما خويشتن را از طرح مطلب و نقد آن فارغ ديده و بهمين مقدار بسنده مى كنيم .
تلازم بين حكم عقل و شرع - ميتوان گفت اين مسئله صد در صد اختصاص به اصول فقه دارد , بخلاف مسائل پيشين كه داراى جنبه هاى كلامى و اخلاقى نيز بودند . هر چند دامنه اين بحث بسيار وسيع است ولى ما به بيان اجمالى آن اكتفا مى كنيم .
اكثر اصوليين با اثبات ارزشهاى ذاتى براى افعال و نيز اذعان به امكان وصول و دستيابى آن براى عقل , معتقدند كه بين حكم شارع با آنچه كه عقل به نحو مشروحى كه گذشت بر آن دست مى يابد , ملازمه عقلى بر قرار است , و با اين تلازم ما مى توانيم با استفاده از دست يافته هاى عقلانى به آسانى به احكام شرع واصل گرديم . ولى در ميان علماى اصول افرادى نظير صاحب كتاب[ ( الفصول فى علم الاصول]( با پذيرفتن ارزشهاى ذاتى , وجود چنين ملازمه اى را انكار دارند , و اين نظريه در ميان اصوليين چندان طرفدار ندارد .