مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٣٦ - نقد و بررسى استدلال اشاعره
مقابل آن نقص , از مقوله نيستى محسوب مى شود و از چيزهائى هستند كه عقل بايد به آن برسد و بدان آگاه گردد , نه به آن عمل كند . و نيز به معناى دوم , يعنى سازگارى و ناسازگارى با طبع آدمى مانند زيبايى گل و يا دلنشين بودن آواز بلبل , حقايق بيرونى هستند كه انسان آنها را در مى يابد . و اما همانطور كه گفتيم , خوبى و بدى به معناى سوم , يعنى ممدوح بودن و مذموم بودن فاعل , از نوع دوم معقولات است , به اين معنا كه در دايره شمول عقل عملى قرار مى گيرد , نه عقل نظرى . البته لازم به تذكر است كه در بسيارى از موارد هر دو نوع ادراك با يكديگر تركيب مى گردند , و يا به تعبير ديگر يكى مبنا و منشأ ديگرى قرار مى گيرد . مثلا آنجا كه عقل عملى درك مى كند[ : ( دانش پژوهى خوب است]( , اين ادراك عقل عملى , مسبوق به حكم عقل نظرى مبنى بر[ ( خوبى دانش]( مى باشد .
نقد و بررسى استدلال اشاعره - اشاعره براى اثبات عقيده خويش , به دلايلى تمسك جسته اند كه مهمترين آنها استدلال زير است :
مى گويند اگر خوبى و بدى از مفاهيم عقلى باشد , هيچگاه معيار ثابتى نخواهند يافت , زيرا كه عقول در قضاوت با يكديگر متفاوتند . در بسيارى از موارد , يك گروه عملى را خوب مى دانند , و همان عمل را گروه ديگرى زشت و ناپسند مى شمارند . و حتى گاهى عملى در قضاوت يك عقل خوب محسوب شده , ولى چنين عملى بار ديگر در قضاوت همان عقل احيانا تحت تأثير اميال و اغراض و