مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٠٨ - سير تاريخى دليل عقل
معرفت حجيت قرآن و دلائل اخبار است]( . و همان طور كه مى بيند براى عقل[ ( طريقيت]( قائل است و آن را به طور مستقل به عنوان دليل و حجت نمى شناسد .
بعد از شيخ مفيد , شيخ طوسى , كه از شاگردان شيخ مفيد است , در كتابى به عنوان عده الداعى كه اولين كتاب شيعه در اصول است , به طور غير مستقيم به تبيين عقل مى پردازد . شيخ طوسى در يكى از مباحث كتاب مى گويد[ : ( معلومات بر دو قسم است : اكتسابى و ضرورى , منظور از معلومات اكتسابى آنهايى است كه از طرق مختلف عقلى و سمعى فراهم مى شود . اما ضروريات , بديهيات و واقعياتى هستند كه به خودى خود وجود دارند و بشر آنها را بدون هرگونه استدلال و استنتاج پذيرفته است . مانند : حسن عدل , قبح ظلم]( . مرحوم شيخ طوسى بيش از اين در خصوص عقل مطلبى نمى گويد .
از متقدمين نخستين كسى كه به طور واضح در خصوص عقل سخن مى گويد ابن ادريس نوه شيخ طوسى است . ابن ادريس در كتاب سرائر چنين مى گويد[ : ( فاذا فقدت الثلاثه يعنى الكتاب و السنه و الاجماع فالمعتمد عند المحققين التمسك بدليل العقل فيها]( يعنى هرگاه در منابع سه گانه كتاب , سنت و اجماع حكمى نبود , اهل تحقيق بايد به حكم عقل استناد كنند .
بعد از ابن ادريس , محقق حلى و بعد از او شهيد اول مطالبى در مورد عقل بيان داشته اند .
علماى اصول از متقدمين و متأخرين مبحث خاصى را به تشريح عقل اختصاص نداده اند . و به همين جهت در كتبى كه امروزه