حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ٨٧ - عظمت حج و ثواب آن
را روشني مي بخشد و از شك و ترديد دورتر و ايمان ما را نسبت به آنچه بايد مؤمن باشيم راسخ تر مي كند.
رسول اسلام (صلّي الله عليه وآله) از آن مرد انصاري خواست تا نوبتش را به آن مرد بياباني بدهد و فرمود : اي برادر انصاري ! شما نوبت خود را به دوستت واگذار ; زيرا تو از قومي هستي كه ديگران را برخود مقدم داشته و ايثار مي كنند.
در هر صورت آيا حاضري او حاجتش را بر تو مقدم بدارد، چون تو اهل شهري و او از باديه ; مرد انصاري گفت : با كمال رغبت حاضرم.
رسول اكرم (صلّي الله عليه وآله) روي به آن بيابان نشين كرد و فرمود : اما تو آمده اي از من درباره وضو و نماز بپرسي كه چه اندازه بهره دارد، جوابش را گفت و سپس به مرد انصاري فرمود : اما پرسش تو درباره حج و عمره است كه براي آن چه اندازه ثواب قرار داده شده، آگاه باش چون عزم حج كردي و توجهت به زيارت خانه حق قرار گرفت و خود را براي رفتن آماده كردي و بر مركب سوار شدي و به نام خدا آغاز سفر نمودي، به هر قدمي كه مركب از زمين بر مي دارد و بر زمين مي گذارد، خداي بزرگ براي تو حسنه اي نوشته و سيئه اي محو مي كند و همين كه احرام بستي و لبيك گفتي، خداوند به هر لبيك ده حسنه قرار داده و ده سيئه دور مي كند.
چون طواف بيت كردي براي تو نزد حق به خاطر آن، عهد و پيماني ذخيره شده كه حضرت حق از عذاب تو حيا خواهد داشت و همين كه در مقام ابراهيم به دو ركعت نماز قيام كردي، به خاطر آن دو ركعت ثواب دو هزار ركعت نماز قبول شده به تو عنايت مي شود.
و چون به سعي صفا و مروه برآمدي و هفت بار آن راه را طي