حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ١٧٥ - بيان قرآن پيرامون ابراهيم (عليه السلام)
چهره هاي مهيب، پاسداري اين معابد و هياكل را داشتند، همه قلوب را مسخّر خود ساخته بودند مردم آن سرزمين گرفتار اوهامي بودند كه با دانش هاي آن زمان درهم آميخته و بر اثر آن، تقليد و تعظيم در نفوس ريشه دوانده بود.
همه طبقات در برابر بت هايي كه صورت پيشوايان گذشته و نقش ربوبيت و تدبير ستارگان را مي نماياند، سر تعظيم فرود مي آوردند و پيشاني نيايش به خاك مي ساييدند، در چه خاطري جز آنچه همه مي انديشيدند، انديشه اي راه مي يافت و كدام چشم عقلي جز آنچه همه مي ديدند مي توانست ببيند؟ چه نفسي مي توانست از بند آن اوهام رهايي يابد و بطلان آن ها را دريابد و چه زباني جرأت آن را داشت كه كلمه مخالفي گويد و چه اراده اي مي توانست در برابر آن ها پا برجا بماند ؟ !
بيان قرآن پيرامون ابراهيم (عليه السلام)
آياتي از كتاب خدا مسائل مختلفي از حضرت ابراهيم (عليه السلام) و ابتلائات او را روشن مي كند كه مضمون آن چنين است :
پس از آن كه كلمه حق در وجودش طلوع كرد، با پدر خوانده اش (يا به تعبير گروهي از مفسران، عمويش) به محاجّه برمي خيزد، اوهام شرك را طرد مي نمايد و محكوم مي كند، قدرت ملكوت آسمان ها و زمين برايش نمودار مي گردد تا به مرحله يقين مي رسد، آن گاه خود را از آن محيط شرك آلود بيرون مي كشد.
در خلوتگاه خود به بررسي طلوع و غروب و تابش اختران مي انديشد، پس از نمايان شدن ملكوت و ظهور قدرت ربوبي، توحيد