حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ١٠٥ - دورنمايي از حقيقت عبادات
يكي از بينايان راه درباره عبادت چنين آورده است:
بدان كه مقصود اصلي از آفرينش انسان، معرفت خداوند متعال و رسيدن به دوستي او و مأنوس شدن به حضرت اوست.
رسيدن به اين مقام موقوف است بر صفاي نفس و تجرد آن، هراندازه كه صفاي نفس بيشتر و وارستگي آن شديدتر باشد، انس و علاقه آن نسبت به خداوند متعال افزون تر خواهد بود.
بديهي است كه صفاي نفس و تجرد آن منوط است به پيراستگي از شهوت هاي نفساني و اجتناب از لذت هاي بدني و آرزوهاي پست حيواني و عدم تعلق به مال و منال دنيوي ; زيرا همه اين ها در صورتي كه خارج از حدود شرع باشند موانعي هستند كه انسان را از معارف الهي و نفحات قدسي بازمي دارد و هيچ چيز روح انساني را از نزديك شدن به عالم قدس كه از آن نزول يافته مانع نمي شود، مگر آنچه به نام مشتهيات نفساني ناميده شده، از قبيل غرايز حيواني و ناستوده هاي اخلاقي و كردارهاي شيطاني و هم چنان كه ظرف، تا هنگامي كه از آب پر مي باشد ورود هوا به داخل آن امكان ندارد، نفوس انساني نيز تا خالي و وارسته از صفات و ملكات نكوهيده نباشد، نور الهي چنان كه شايسته است قلوب آنان را روشن نخواهد نمود.
نفوس به هر نسبت كه از اين پليدي ها پاك شوند، انوار دانش بر دل آن ها اشراق بيشتري يافته و بخشش هاي يزداني بر آن ها روي مي آورد.
به عكس نفوسي كه به غير خدا اشتغال دارند، معرفت و شناسايي پروردگار و حلاوت و دوستي و انس با او در دل آن ها جاي نخواهد گرفت. به هر اندازه كه تجرد نفس كمال يابد، ايمان و يقين بيشتر مي شود