فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٧٦ - ٧ ٢ ب- معنای هفتم احسان
در یک معنای دقیق، احسان به معنای تعقّل برای احتراز از مناهی و معاصی است:
«وَ
لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا
تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذلِکُمْ
وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ.» [١]
١. تعقّل در اینکه
روزیدهنده، پروردگار قادر متعال است؛ اوست که روزی والدین و فرزندانش را
میرساند و نباید والدین از روی ترس و فقر، مرتکب قتل فرزندشان شوند: «وَ
لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ
ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ.» [٢]
٢. تعقّل نمودن
در اینکه همه انسانها، بنده خالق متعال بوده و همه در بندگی او یکسانند و
عاقلانه نیست که بندهای سبب نابودی و هلاکت بندهای دیگر شود: «وَ لا
تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذلِکُمْ
وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ.» [٣]
احسان در معنایی ظریف، نفی نسبت احسان است به رفتاری که مصیبتی را تولید
نموده و منشأ آن عدم توجّه به رضای الهی و پیروی از خواسته و میل انسان
است:
«فَکَیْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ
ثُمَّ جاؤُکَ یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ
تَوْفِیقاً.» [٤]
در معنایی ویژه، احسان، پرداخت دیه از طرف جانی است به ولیّ دم، در وقت تعیین شده آن و از روی طیب خاطر: «فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدی بَعْدَ ذلِکَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِیمٌ.» [٥]
٧. ٢. ب- معنای هفتم احساندر این معنا، احسان، علاقه داشتن به شکرگزاری در برابر نعم و رحمت الهی است:
[١]. انعام/ ١٥١.
[٢]. انعام/ ١٥١.
[٣]. انعام/ ١٥١.
[٤]. نساء/ ٦٢.
[٥]. بقره/ ١٧٨.