فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ١٧٠ - ٢ معنای اعتدال
٣. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللَّهُ أَوْلی بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوی أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً. [١]
٤. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ. [٢] ٢. معنای اعتدال
راغب در مفردات فرموده: عدل، عبارت است از تقسیم بهطور مساوی، و در
معنای اعتدال فی قوله: «وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ
النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ»، فرموده: اشاره است به تمایل طبیعی و
فطریای که مردم بر آن هستند و براساس آن، توانایی ابراز محبت در بین زنان
(متعدّد) را بهطور مساوی ندارند. فی قوله: «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا
تَعْدِلُوا» هم فرموده:
اشاره است به عدل در اعطا نمودن و نفقه دادن. [٣]
فخر
الدین در مجمع البحرین فی قوله: «وَ إِنْ تَعْدِلْ کُلَّ عَدْلٍ لا
یُؤْخَذْ مِنْها»، فرموده: «ای تفد کل فداء»؛ یعنی: و اگر هر عوضی را به
جای آن بدهد، و عدل، بر خلاف جور (ستم) است، و عدل از لحاظ نعمت، عبارت است
از مساوی بودن بین دو شیء، و عدل از اسمای خدای متعال بوده و آن، مصدر
قایم مقام اسم است، و حقیقت آن، ذو عدل است و او کسی است که هوا و هوس او
را متمایل نمیکند، پس مجاز در حکم کردن است. [٤]
در فرهنگ لغات درباره اعتدال آمده که: اعتدال، مصدر است به معنای میانه حال شدن و راست و مستقیم گشتن. [٥]
در مقدمه کتاب مرآة الانوار و مشکوة الاسرار (مقدمه تفسیر برهان)، فرموده: عدل، ضد
[١]. نساء/ ١٣٥: مدنی.
[٢]. مائده/ ٨: مدنی.
[٣]. مفردات، ص ٣٣٧.
[٤]. مجمع البحرین، ص ٤٤٤.
[٥]. ملخّص المنجد و منتهی الأرب، ص ٥٢٠.