فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٦٣١ - ٢ در معنای حکمت
١١. حِکْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ. [١]
١٢. هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ. [٢] ٢. در معنای حکمت
راغب در مفردات فرموده: حکمت، دریافت حق است به وسیله عقل و علم، و حکمت
از جانب خدای تعالی، معرفت اشیا و ایجاد آنها در حدّ نهایی اقتضای آنهاست،
و حکمت از جانب انسان، شناخت موجودات، و انجام کارهای خیر است، و این همان
چیزی است که لقمان در قول خدای عزّ و جلّ، به آن توصیف شده است که: «وَ
لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ.» پس وقتی درباره خدای تعالی گفته شد:
«هُوَ الْحَکِیمُ»،* این معنا، غیر از معنایی است که غیر او تعالی به آن
توصیف میشود، و بر این وجه است، قوله تعالی:
«أَ لَیْسَ اللَّهُ
بِأَحْکَمِ الْحاکِمِینَ»، و چون قرآن به آن وصف شود، آن دربردارنده حکمت
است، نحو قوله تعالی: «الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْحَکِیمِ.» معنای حکیم
را محکم گفتهاند، نحو قوله: «أُحْکِمَتْ آیاتُهُ»، و هر دو صحیح است که
البتّه آن، محکم است و مفید برای حکم. پس در آن، دو معنا جمع است، و حکم
اعم از حکمت است؛ پس هر حکمتی حکم است؛ اما هر حکمی حکمت نیست، و البتّه،
حکم، داوری نمودن چیزی است بر چیزی. میگویند آن اینطور هست یا اینطور
نیست. پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود: «ان من الشعر لحکمة.»؛ یعنی
قضیه صادقه است، و قال تعالی: «وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»، و قال
صلّی اللّه علیه و آله:
«الصّمت حکم و قلیل فاعله.»؛ یعنی حکمت،
«رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ
آیاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ»، و قال تعالی: «وَ
اذْکُرْنَ ما یُتْلی فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیاتِ اللَّهِ وَ الْحِکْمَةِ.»
گفته شده: تفسیر قرآن از آن قصد شده، و آن، چیزی است که قرآن از آن آگاهی
میدهد، و قوله: «إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ ما یُرِیدُ»؛ یعنی آنچه را خدای
تعالی اراده میکند،
[١]. قمر/ ٥: مکّی.
[٢]. جمعه/ ٢: مدنی.