فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٤٧ - ٢ معنای احسان
١٠. وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّی إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلی والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ. [١]
١١. هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ. [٢] ٢. معنای احسان
راغب در مفردات فرموده: گفته میشود احسان بر دو وجه است: یکی بخشش به
غیر، و دیگری نیکویی در فعل، و آن وقتی است که علمی را نیکو بداند و یا
عملی را نیکو به انجام رساند، و لذا امیر مؤمنان، علی علیه السّلام، فرمود:
«الناس، ابناء ما یحسنون.»: مردم به آنچه میدانند و به آنچه از کارهای
نیک انجام میدهند، منسوبند. احسان، اعم از انعام و بخشش است. قال تعالی:
«إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ»، و قوله تعالی: «إِنَّ
اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ»، پس احسان بالاتر از عدل
است؛ چرا که عدل، عبارت از بخشیدن و یا گرفتن چیزی است که بر او لازم است و
احسان، بخشیدن است به بیش از آنچه بر او لازم است و دریافت کردن است به
کمتر از آنچه حقّ اوست، پس احسان، زاید بر عدل است؛ چنانکه اقدام به عدل
واجب بوده، در حالی که اقدام به احسان، مستحبّ و پسندیده است. [٣]
فخر
الدین در مجمع البحرین فرموده: درباره قوله: «وَ بِالْوالِدَیْنِ
إِحْساناً»،* از معصوم سؤال گردید که این چه نوع احسانی است؟ حضرت فرمود:
«ان یحسن صحبتهما و ان لا یکلفهما ان یسألانه شیئا مما یحتاجان الیه.»: در
مصاحبت با آن دو، خوشرو بودن و اینکه اگر از او درخواستی دارند که مورد
حاجت آنان است، این درخواست بر آنها مشکل و طاقتفرسا ننماید. [٤]
[١]. احقاف/ ١٥: مدنی (سوره مکّی است).
[٢]. رحمن/ ٦٠: مدنی.
[٣]. مفردات، ص ١١٨.
[٤]. مجمع البحرین، ص ٥٠٣.