فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ١٦٥ - ٣ استقامت در اعتقاد به ربوبیت اللّه، سلامت از خوف، رهایی از حزن و مژده بهشت موعود را در بر خواهد داشت
به دست میآید که:
اوّلا: مادامی که مشرکان بر عقیده شرک خود باقیاند، نمیتوانند بر عهد خویش پایبند باشند و به عبارتی استقامت ورزند: «کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ.» [١]
و ثانیا: عهد مشرکان وقتی معتبر است که آنان بتوانند به عهدشان پایبند بوده و در آن استقامت ورزند و در این صورت است که میتوان به آن اطمینان داشت؛ مثل اینکه عقد بر آن عهد در جایی باشد که دلالت و نشانهای بر توحید اللّه وجود دارد: «إِلَّا الَّذِینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ.» [٢] ٢. استقامت، در طاعت خدای متعال بوده و در فعلیت آن باید از پیروی راه ناآگاهان، سرکشی از طاعت الهی و پیروی از امیال بر حذر بود.
در آیه ٨٩ سوره یونس، بعد از امر به استقامت، خطاب به موسی و هارون
علیهما السّلام، آنان را در برابر استعلا و استکبار فرعون و فرعونیان، از
متابعت راه ناآگاهان و نادانان نهی مینماید: «قالَ قَدْ أُجِیبَتْ
دَعْوَتُکُما فَاسْتَقِیما وَ لا تَتَّبِعانِّ سَبِیلَ الَّذِینَ لا
یَعْلَمُونَ.» [٣]
در آیه ١١٢ سوره هود، بعد از امر به استقامت مطابق با
مأمور به، خطاب به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و یاران او با لفظ «لا
تطغوا» که خطاب عامی است، نهی از سرکشی در مأمور به، طاعت الهی، مینماید:
«فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ
بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.» [٤]
در آیه ١٥ سوره شوری هم بعد از امر به
دعوت و استقامت بر طبق مأمور به، خطاب به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله، آن
حضرت را از پیروی امیال آنان بر حذر میدارد: «فَلِذلِکَ فَادْعُ وَ
اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ.» [٥]
[١]. توبه/ ٧: مکّی.
[٢]. توبه/ ٧: مدنی.
[٣]. یونس/ ٨٩: مکّی.
[٤]. هود/ ١١٢: مکّی.
[٥]. شوری/ ١٥: مکّی.