فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ١٣٧ - ٢ ب- تدبّر در آیات تعفّف و استعفاف به ترتیب نزول آن
در اولین آیه از آیات نزولی: «لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی
سَبِیلِ اللَّهِ الخ»، کلمه تعفّف ذکر شده است. کلمه تعفّف مصدر و از باب
تفعّل است به معنای عفت داشتن؛ یعنی دارا بودن آن حالت نفسانی خاص که موجب
خودداری نمودن از بیان حاجت و نیاز میشود و در عمل هم سبب به کار بستن و
یا به فعلیت آوردن آن حالت میگردد. آیه شریفه چنین بیان میدارد:
نیازمندانی که خود را محصور در طاعت الهی نمودند و (از لحاظ مالی) توانایی
مسافرت و تجارت برای تحصیل معاش نداشتند، این حالت نفسانی خودداری کردن از
سؤال را آنچنان به کار میبستند که جاهل به وضع آنان، ایشان را بینیاز و
غنی میپنداشت و در حالی که نیازمندی آنان در چهرههایشان آشکار بود، ایشان
اصرار به سؤال نداشتند: «لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ
اللَّهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ
أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ
النَّاسَ إِلْحافاً.»
در آیات دوّم و سوّم به ترتیب نزولی کلمات:
«فَلْیَسْتَعْفِفْ»، «وَ لْیَسْتَعْفِفِ» و «أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ» ذکر شده
است. هر سه کلمه از باب استفعال و به معنای طلب کردن و خواستن آن حالت
نفسانی خاص است که به واسطه آن، از شیء منهی عنه (خواه مالی باشد و خواه
جنسی) خودداری نمایند.
پس در استعفاف، اراده حصول آن حالت نفسانی و به
کار بستن آن لازم است. لذا کسانی که سرپرستی یتیمان را بر عهده داشته و از
جهت مالی در امر معاش خود، نیازی به مال آنان ندارند، باید استعفاف کنند؛
بدین گونه که اراده نمایند که آن حالت خودداری از استفاده از مال یتیم را
در خود ایجاد، و آن را به کار ببندند و در عمل، از مال یتیم به نفع خود
استفاده نکنند: «وَ مَنْ کانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ.»
همچنین
کسانی که آمادگی برای ازدواج دارند، اما وسایل و امکانات آن را ندارند،
باید اراده کنند که آن حالت نفسانی خودداری از حرام را، در خود ایجاد، و آن
را در