فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ١٠٦ - ٣ معنا و مفهوم سوم اخاء
یقین و یگانگی نسبت به اوست که موجب میشود صدور ابلاغ وزارت برادر در امر رسالت خویش را از خدای متعال مسألت نماید: «وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی هارُونَ أَخِی.» [١] نیز این صلح، صلاح، یگانگی و یقین برادر نسبت به برادر است که به هنگام دعا و طلب مغفرت و رحمت از درگاه پروردگار متعال خود را در عرض او قرار داده و به طور یکسان دعا میکند که: «قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِأَخِی وَ أَدْخِلْنا فِی رَحْمَتِکَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»، [٢] و او برای تداوم و استحکام این ارزشها و در جهت انجام رسالت الهی دعا میکند و از پروردگار متعال میخواهد تا عوامل تضعیفکننده این ارزشها را که قرب و حشر با فاسقان را در پی میآورد، از بین ببرد و بین آنان و بین ایشان، تفرقه و جدایی افکند: «... أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ.» [٣] ٣. معنا و مفهوم سوم اخاء
اخاء در این معنا و مفهوم، برادری برادر والدینی غیر صالح است که مصداق
آن قابیل، فرزند آدم، برادر هابیل میباشد. او برادری است که در تشخیص علّت
عدم قبولی قربانی خود، دچار خطایی مهلک میگردد و به جای آنکه همچون
برادرش هابیل، در جهت تقویت فضیلت خوف از خدا و رشد تقوا در خویش اقدام
نماید؛ چنانکه برادرش چنین بود: «ما أَنَا بِباسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ
لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِینَ»، [٤] «إِنَّما
یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»، [٥] به توسعه رذیله اخلاقی
وسوسههای نفس که ناشی از حسادت است، پرداخته و برای تسکین آن مبادرت به
کشتن برادر خود میکند: «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ
فَقَتَلَهُ»، [٦] و این میدان دادن به وسوسههای نفس که از رذایل اخلاقی
نشأت یافته، قدرت حلّ مشکل را از او سلب مینماید و او را آنچنان ناتوان
میگرداند که خود به عجز و ناتوانی خویش در قیاس به توانمندی کلاغی، اعتراف
میکند:
[١]. طه/ ٣٠.
[٢]. اعراف/ ١٥١.
[٣]. مائده/ ٢٥.
[٤]. مائده/ ٢٨.
[٥]. همان/ ٢٧.
[٦]. همان/ ٣٠.