قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣١ - ٨- ايمان و فداكارى او در راه هدفش
نداشته باشد.
ولى هنگامى كه اين قرينه بر ساير قرائن ضميمه شود به خوبى مقصود را اثبات مىكند.
در هيچ يك از تواريخ ديده نشده كه پيامبر اسلام در جائى عقبنشينى كرده باشد يا از ميدان جهاد فرار كند، حتى در ميدان احد كه كار به منتهى درجه وخامت رسيد و اغلب افراد يا همه جز على «ع» از ميدان خارج شدند به گوشهاى پناه بردند، پيامبر (ص) در ميدان ايستاد و با اينكه جراحات پيشانى و دندان، او را به شدت آزار ميداد و ظاهراً هيچ اميدى به نجات او نمود ايستادگى نمود.
هجرت از مكه هرگز به معنى خالى كردن ميدان نبود، بلكه براى استفاده از يك تاكتيك عاليتر انجام شد، به همين دليل مخالفان هرگز راضى به اين هجرت نبودند، و اصولًا تمام حوادث «ليلة المبيت» به خاطر جلوگيرى از هجرت پيامبر بود، زيرا ميدانستند اگر پيامبر به مدينه برود اسلام با سرعت گسترش مىيابد و كسى نمىتواند به اين سادگى بر محمد (ص) دست يابد.
مورّخان شرق و غرب از ايستادگى عجيب محمد (ص) در جبهه حوادث و روبرو شدن او با آن همه مشكلات كه از يك انسان عادى ساخته نيست، ستايش بسيار كردهاند.
گوستاولوبون مىنويسد: «از هيچ خطرى فرار نمىكرد و در عين حال خود را بدون جهت هم به خطر نمىانداخت» [١] خونسردى او در برابر بزرگترين خطرها به حدّى بود كه در ميدان
[١]. تمدن اسلام و عرب صفحه ١١٩