قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٩ - ايدئولوژى مذهبى
زمينهها در قرآن وجود دارد و براى اكثر مسلمانان هنوز بطور كامل تشريح نشده، و مسلماً آشنائى با آنها موجب آشنائى بيشتر به اهميت اين كتاب آسمانى است، در مورد همان عقايدى را كه با آنها آشنائى داريم شرط انصاف اين است كه براى درك چگونگى تعليمات قرآن در مورد آنها وضع موجود را كه زائيده قرآن است بكلى فراموش كنيم، و خود را در يكى از دو محيط فرض كنيم:
١- محيط جاهليت، يا عصر پيدايش و طلوع قرآن.
٢- محيط مذاهب ديگر مانند مذهب يهود و مسيحيت، يا مذاهبى همچون بودائيت و مجوسىگرى.
اگر ما طرحى را كه آنها درباره معارف و ايدئولوژيها و مسائل اصولى و اساسى مذهب ارائه ميدهند با معارف و تعليماتى كه از قرآن به دست مىآيد «مقايسه» كنيم تفاوت ميان اين دو كاملًا روشن ميگردد.
اصولًا اين روش (روش مقايسه) در بسيارى از علوم بكار ميرود و نتايج درخشانى به بار آورده است و همان چيزى است كه در اصطلاح متداول امروز ما به عنوان «روش تطبيقى» و در اصطلاح عربى امروز به عنوان «المنهج المقارن» ناميده مىشود.
(مثلًا) منظور از «حقوق طبيعى» ارزيابى يك روش حقوقى معيّن، با در نظر گرفتن روشهاى حقوقى ديگر از طريق مقايسه و ارزيابى متقابل است، و مطئناً هر گونه ارزيابى درباره هر موضوعى بدون استفاده از اين روش تحقيقى ناقص و ناتمام خواهد بود.
ما نيز در ارزيابى معارف اسلامى ميخواهيم از «روش تطبيقى» استفاده كنيم و عقايد و معارف مذاهب مختلف را در برابر يكديگر چيده،