قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - آيا اينها هم سر جنگ دارند؟
مردم را از «خطرات احتمالى و قطعى» كه از ناحيه اين فرد منحرف و فاسد العقيده ممكن است دامنگير اجتماع گردد آگاه كنيم؟!
اين عادت مذموم و خطرناك در بسيارى از افراد اجتماع ما بدبختانه ريشه دوانيده است، و اگر كسى هم واقعاً فاسد و منحرف نباشد به گردن او ميگذاريم كه منحرف و فاسد بشود!
عواقب شوم اين كار ناگفته پيداست. زيرا انگيزه عدّهاى از مردم در ترك بسيارى از كارهاى غلط و ناپسند «ملاحظه و شرم از اجتماع» است، نه ترس از خدا و احترام بفضيلت و اخلاق. هنگاميكه ما با شايتهسازى و متهم ساختن اين و آن يا بزرگ كردن نقاط ضعف كوچك و مراحل مقدماتى فساد و انحراف، اين پرده «شرم از اجتماع» را پاره كرديم، ديگر دليلى ندارند كه اين اشخاص كه متهم بفساد و انحراف شدهاند راه فساد را نپيمايند و آنچه ميخواهند انجام ندهند و دليلى ندارد پارهاى از محروميتها را بر خود هموار سازند.
آنها پيش از اين از اجتماع حساب مىبردند، و براى خود شخصيتى قائل بودند، و روى همين ملاحظه از انجام بسيارى كارها خوددارى مىكردند، اما هنگامى كه ما شخصيت و احترام آنها را در هم كوبيديم ديگر ملاحظه و حساب معنى ندارد، بلكه روح انتقامجوئى از اين اجتماعى كه با قضاوتهاى ظالمانه خود احترام و شخصيت آنها را پايمال كرده، ايجاب ميكند كه هر چه مىتوانند در واژگون كردن اساس چنين اجتماعى كوشش كنند.
بدبختى اينجاست كه بعضى خيال مىكنند با طرد فورى و بدون محاكمه افراد مجهولالحال، خدمتى به دين و اجتماع مىكنند، در حالى كه نخستين اثر سوء آن جرى ساختن افراد مشكوك، و كمك كردن به ايجاد