قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧ - مبارزه شروع مىشود
مطلب به خواست خدا از نظر مىگذرانيم.
اكنون بازگرديم به دنباله سخنان «مسيلمه» و آيات او.
٢- يا ضفدع بنت ضفدعين! نقى ما تنقين، نصفك فى الماء و نصفك فى الطين لا الماء تكدرين و لا الشارب تمنعين! ... [١]
يعنى «اى قورباغه خانم!، دختر قورباغه، آنچه ميخواهى صدا كن، نيمى از تن تو در آب و نيمى ديگر در گل است، نه آب را گلآلود مىكنى، و نه كسى را از آب خوردن جلوگيرى مىنمائى! ... (راستى آفرين بر تو قورباغه خانم).
از اين عبارات چنين استفاده مىشود كه مسيلمه تنها اهميت به «سجع» عبارات مىداده و مسجع بودن كلمات خود را كافى مىدانسته است، و شايد براى پارهاى از مردم آن محيط و آن عصر كه دور او بودند در اين تشخيص هم صائب بوده است!
او چنين خيال مىكرد كه نفوذ و تأثير خارقالعاده قرآن در دلهاى مردم مرهون سجع و شبهات اواخر آيات با يكديگر بوده است (همانطور كه پيامبر عصر اخير اين اشتباه را بوضع اسف انگيزترى كه به آن اشاره خواهد شد مرتكب گرديده است).
٣- مسيلمه با «سجاح» ازدواج مىكند!
مقارن ظهور مسيلمه زنى از طايفه تغلب به نام «سجاح» [٢] نيز دعوى نبوت كرد و قضاياى جالبى بين او و مسيلمه واقع گرديد.
[١]. ضفدع بمعنى قورباغه و جمع آن «ضفادع» و به ندرت «ضفادى» مىآيد و «ضفدعين» تثنيه است.
[٢]. سجاح بر وزن تباه.