قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦ - مبارزه شروع مىشود
وَ الْعادِياتِ ضَبْحًا فَالْمُورِياتِ قَدْحًافَالْمُغيراتِ صُبْحًا فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا إِنَّ اْلإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ... [١]
سوگند به اسبهائى كه شيهه زنان به سوى ميدان نبرد مىروند، (و آنچنان سربازان را بسرعت ميبرند كه) از برخورد سم آنها به سنگها برق ميجهد، گرد و غبار در فضا پراكنده ميگردد، (سوگند به اينها) كه انسان ارزش نعمتهاى بىپايان پروردگار خود را نمىداند و كفران مىكند، و آنها را در مورد خود بكار نمىبرد».
ممكن است بعضى نتوانند باور كنند كسى آنچنان كلمات مضحك را بنام آيات آسمانى براى مردم بخواند، اما با توجه به تعصبات غلط و افراطى، و با توجه به سطح افكار مردم آن زمان، بخصوص در آن محيط نيمه وحشى زياد هم جاى تعجب نيست.
راه دور نرويم در همين زمانى كه ما زندگى مىكنيم، در اين عصر علم و دانش و فرهنگ، در همين عصر فضا و موشك و اتم، هنوز در گوشه و كنار افرادى پيدا مىشوند كه ايمان به نبوت پيغمبر فارسى زبانى دارند كه سخنان «مسيلمه كذاب» در برابر كتاب عربى او بسيار آبرومند و پرمعنى و فصيح است.
زيرا اگر آيات «مسيلمه» از نظر «معنى» بىارزش يا خندهآور است، ولى از نظر لفظ و دستور زبان عربى (صرف و نحو) لااقل درست مىباشد. اما آيات پيامبر عصر ما بدبختانه، نه معنى دارد، نه لفظ! و در عين حال افرادى يافت مىشوند كه به آن ايمان دارند!
براى اينكه بدانيد در اين گفتار نه تعصب بخرج دادهايم و نه راه مبالغه و اغراق را پيمودهايم در پايان همين بحث نمونههائى از آنرا به تناسب
[١]. سوره العاديات آيه ١-/ ٦.