قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١ - مبارزه شروع مىشود
اگر راستى كسانى به معارضه با قرآن برخاسته بودند و كتابى همانند قرآن آورده بودند آنها به هر قيمتى بود آن را حفظ مىكردند، و بخارج نيز مىفرستادند، و غير مسلمانان در تواريخ خود نام و مشخصات آورنده آنرا ضبط مينمودند.
بعلاوه بگواهى تواريخ اسلام و تاريخهائى كه غير مسلمانان نگاشتهاند هميشه در ميان مسلمانان جمعى «مسلماننما» كه قرآن مجيد آنها را «منافق» نام نهاده زندگى ميكردند، كه ضمناً رل جاسوسى بيگانگان را نيز بعهده داشتند (مانند آنچه درباره «ابوعامر» راهب نصرانى، و همدستان او از منافقان مدينه و چگونگى ارتباط آنها با امپراطور روم، در تواريخ نقل شده كه منتهى بساختن مسجد ضرار در مدينه شد و آن صحنه عجيبى را كه قرآن مجيد در سوره «برائت» به آن اشاره كرده است بوجود آورد.)
مسلماً اين دسته از منافقان كه نقش ستون پنجم بيگانگان را در پايتخت اسلام داشتند به دقّت مراقب اوضاع مسلمين بودند، و از هر جريانى كه بسود بيگانگان و بزيان مسلمانان بود استقبال ميكردند.
بطور قطع اگر آنها دسترسى به چنين كتابى يافته بودند در حفظ و نگاهدارى آن كوتاهى نمىنمودند.
خلاصه محال بود يك چنين موضوع مهمى، چه در زمان پيغمبر (ص)، و چه بعد از او، از چشم تاريخ پنهان گردد، بلكه اگر مطلب كوچكى كه احتمال بهرهبردارى از آن در برابر قرآن وجود داشت به دست آنها مىافتاد از هر گونه تبليغات روى آن فروگذار نمىكردند.
مسلماً احتمال چنين چيزى در زمانهاى بعد از پيامبر اسلام (ص) كه توسعه يافته و رفت و آمد بيگانگان در ممالك اسلامى زيادتر شده بود بسيار