قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤ - ٩- عدم سازش با انحرافات محيط
و آنها را در صورت عدم قبول اسلام با شرائط خاصى به عنوان يك اقليت محترم مىپذيرفت، هرگز با مشركان كه اكثريت قريب به اتفاق آن محيط را تشكيل ميدادند چنين معاملهاى نكرد و روى خوشى نشان نداد، و براى كوبيدن افكار منحط و غلط بتپرستان خرافى لحظهاى آرام نگرفت.
درست فكر كنيد: «در محيطى كه بتپرستى از در و ديوار آن مىبارد و هيچ گونه آمادگى براى توحيد احساس نمىشود، در محيطى كه مقدّسترين مراكز عبادت آنها (كعبه) به صورت بتخانه مجلّلى درآمده، و خود او هم از طايفهاى است كه پاسداران بتخانه محسوب ميشوند (طايفه قريش) مبارزه با بت و بتپرستى چه كار مشكل و طاقتفرسائى است؟!.
اين مبارزه براى او بسيار گران تمام شد و براى اين كار دشمنى تمام سران مكه و شخصيتها و اقوام و بستگان خود را خريد و بارها جان خود را به خطر انداخت، ولى دستبردار نبود، و بالاخره همه را روشن ساخت.
دشمنان او- با امكانات وسيعى كه داشتند- حاضر به دادن همه گونه امتياز در برابر صرف نظر كردن از اين مبارزه شدند، ولى او نپذيرفت.
جمعى از سران مكه و بزرگان مشركان مانند عتبه، شيپه ابوسفيان و ليدبن مغيره، ابوجهل، عاص بن وائل، نضر بن حارث، و عدّهاى ديگر كنار كعبه جمع شدند و دنبال پيامبر فرستاند، و هنگاميكه آن حضرت آمد روى به سوى او كرده گفتند:
انّا دعوناك لنعذر اليك، فلانعلم احداً ادخل على قومه ما ادخلت على قومك،
شتمت الالهة! و عبت الدين! و سفهت الاحلام و فرقت الجماعة فان كنت جئت بهذا التطلب ما لا اعطيناك
و ان كنت تطلب الشرف سودناك