قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩ - نتايج نهائى اين بحث
حادثه تلخ و شيرين گذشته است،
كتابى كه آورنده آن مردى درس نخوانده بوده كه در يك ميحط عقبافتاده و تاريك پرورش يافته،
و از همه بالاتر كتابى كه درباره موضوعات كاملا متنوع سخن مىگويد، و مانند كتابهاى معمولى كه تنها يك بحث اجتماعى، يا سياسى، يا فلسفى، يا حقوقى، يا تاريخى، را تعقيب كند نيست.
بلكه گاهى درباره توحيد و اسماء و صفات خدا و اسرار آفرينش بحث مىكند، و زمانى درباره احكام و قوانين و آداب و سنن. وقت ديگرى درباره امتهاى پيشين و سرگذشتهاى تكان دهنده آنان، و زمان ديگرى درباره مواعظ و نصايح و عبادات و رابطه بندگان با خدا سخن مىگويد، و به گفته دكتر گوستاولوبون «قرآن كتاب آسمانى مسلمانان منحصر به تعاليم و دستورهاى مذهبى تنها نيست بلكه دستورهاى سياسى و اجتماعى مسلمانان نيز در آن درج است».
چنين كتابى با اين مشخصات عادتاً ممكن نيست خالى از تضاد و تناقض و مختلفگوئى و نوسانهاى زياد باشد.
و هنگاميكه مىبينيم با تمام اين جهات، همه آيات آن همآهنگ، خالى از هر گونه تضاد و اختلاف و ناموزونى است به خوبى مىتوانيم حدس بزنيم كه اين كتاب زائيده افكار انسانها نيست، بلكه از ناحيه خداست.
خود قرآن نيز در يكى از آياتش به اين حقيقت اشاره كرده و صريحاً مىگويد:
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافًا كَثيرًا (سوره نساء- آيه ٨٢): «آيا درباره قرآن نمىانديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مىيافتند».