قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤ - ١- اگر اجتماعى نبود
تمام زمينههاى ترقى و پيشرفت، اكتشافات و اختراعات، اين همه كتاب و كتابخانه و ذخائر علمى همه مولود تراكم افكار، كه آنهم به نوبه خود مولود اجتماع است. حق اين است كه هرچه درباره نقش اجتماع در ترقى و تكامل انسان و پيشرفت او در جنبههاى مختلف بيشتر مطالعه كنيم به اهميت آن آگاهتر مىگرديم.
٢- اگر قانونى وجود نداشت ...
قانون مانند خون در عروق اجتماع است، و به اين ترتيب بايد با صراحت گفت:
اگر قانونى وجود نداشت اجتماعى هم نبود، زيرا تفسير اجتماع به معنى لغوى يعنى جمع شدن گرد هم، در اين مباحث كاملًا نادرست است، اجتماع مفهوم بالاترى را دربر دارد، و آن همكارى و همگامى و همفكرى عدّهاى در پيشبرد هدفهاى مشترك انسانى است.
روى اين حساب اگر دو نفر گرد هم آيند و چنين همكارى را آغاز نمايند اجتماعى را تشكيل دادهاند، ولى اگر ميليونها نفر در يك محل جمع باشد. و همگامى و همكارى نداشته باشند اجتماعى وجود نخواهد داشت. اين از يك سو.
از سوى ديگر براى ادامه همكارى دو يا چند نفر بايد وظائف و تعهدات هر يك مشخص باشد، و سر باز زدن از آن وظائف و تعهّدات يا تجاوز از آن مرزها بايد با عكسالعمل اجتماعى مواجه گردد تا ايجاد ضمانت اجرائى براى آنها كند.
اصولًا همكارى بدون «تعهّد» مفهومى ندارد و «تعهّد» سرچشمه انواع قوانين است.
اين اشتباه است كه ما وظيفه قانون را منحصر به جلوگيرى از