قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠ - ١- بادها و تلقيح گياهان
نه گانه و مركزيت زمين جنبه رسمى به خود گرفت، زيرا او طرفدار كرويت زمين و كرويت افلاك و مركزيت زمين بود.
درباره تاريخ تولد و وفات او چنين ميخوانيم:
«اين دانشمند فلكى به احتمال قوى در اواخر قرن اول ميلادى در «اسكندريه» تولد يافت، و حدس مىزنيم كه در سال ١٦٨ در سن ٧٨ سالگى به درود حيات گفت». [١] عقايد و افكار او در هيئت تقريباً ١٤ قرن تمام (از اوائل قرن دوم تا قرن پانزدهم) بر محافل علمى جهان حكومت ميكرد.
از آن پس پايههاى مكتب فلكى او بوسيله دانشمندان توانائى همچون «كپلر» و «گاليله» يكى پس از ديگرى ويران گرديد. زمين از مركزيت افتاد و اين اعتبار افسانهاى خود را از دست داد، و به صورت كره كوچكى در لابلاى ميليونها كرات بزرگ و كوچك جهان بالا معرفى گرديد، افلاك بلورين تو درتو جاى خدو را به كرات بى شمارى كه تحت قانون جاذبه عمومى هر كدام در مدار معينى سير ميكند، دادند.
ولى با اين همه نظريه كرويت زمين به قوّت خود باقى ماند، سهل است، دلايل حسى روشنى نيز بر آن اقامه گرديد.
و به اين ترتيب بايد قبول كرد كه عقيده به كرويت زمين قرنها پيش از ظهور اسلام، در محافل علمى يونان و مصر و ايران مورد توجه دانشمندان بوده است.
درست ا ست كه در بيابان سوزان حجاز از آن نسيم روح پرور علم و دانش كه در جهان متمدّن آن روز مىوزيد، خبرى نبود، و مردم آن ديار
[١]. تاريخ علوم پىير روسو صفحه ١٠٧.